دوقطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگ تر مي دهند....

اما دوتكه سنگ هيچ گاه با هم يكي نمي شوند!

پس هرچه سخت تر وقالبي تر باشيم فهم ديگران برايمان مشكل تر ودرنتيجه 

امكان بزرگ تر شدنمان نيز كاهش مي يابد......

آب درعين نرمي ولطافت درمقايسه با سنگ ،     

به مراتب سرسخت تر ودر رسيدن به هدف خود لجوج تر ومصم تر است.

اما آب ... راه خود را به سمت دريا مي يابد  در زندگي معناي واقعي سرسختي ، استواري ومصمم بودن را

در نرمي وگذشت بايدجستجو كرد  گاهي لازم است كوتاه بيايي .....

گاهي نمي توان بخشيد وگذشت ............اما مي توان چشمان رابست وعبوركرد

گاهي مجبور مي شوي ناديده بگيري.............. گاهي نگاهت را به سمت ديگر بدوزي كه نبيني .......

ولي با آگاهي وشناخت          درنهايت بخشيدن راخواهي آموخت

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 18:23  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  | 
مرد را به عقلش نه به ثروتش زن را به وفايش نه به جمالش دوست را به محبتش نه به كلامش عاشق را به صبرش نه به ادعايش مال را به بركتش نه به مقدارش خانه را به آرامشش نه به اندازه اش اتومبيل را به كاراييش نه به مدلش غذا را به كيفيتش نه به كميتش درس را به استادش نه به سختيش دانشمند را به علمش نه به مدركش نويسنده را به باورهايش نه به تعداد كتاب هايش شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش دل را به پاكيش نه به صاحبش جسم را به سلامتش نه به لاغريش سخنان را به عمق معنايش نه به گوينده اش.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 18:22  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  | 
ناموفق ها به سختی ها و زحمت ها

موفق ها به ا مکانات توجه دارند

ناموفق ها به مشکلات ومحدویت ها 

موفق ها به رقابت برد - برد باور دارند

ناموفق ها دوست دارند یک بازنده درمقابل خودداشته باشند

موفق ها ظرفیت ها ونیروها را می سنجند

ناموفق ها به گذشته ها وازدست رفته ها نگاه می کنند

موفق ها چون ترموستات هستند

ناموفق ها چون میزان الحراره

موفق ها مباحثه ومناظره ها را با ملایمت وکلمات مناسب برگزار می کنند.

ناموفق ها حرف عادی خود را با پرخاش وکلمات زننده ادامی کنند.

موفق ها براصول پایبند واستوار ودرفروع وجزئیات معطف هستند.

ناموفق ها درامور جزئی وپیش افتاده اصرار وپافشاری می کنند ودراصول کوتاه می آیند

موفق ها آنچه را برخود روا نمی دارند بردیگران نیز روا نمی بینند

ناموفق ها می گویند قبل از اینکه دیگران عملی را نسبت به تو روا دارند. تودرباره آنان انجام ده

موفق ها گردش امور واتفاقات را مدیریت می کنند

ناموفق ها منتظر وقوع حادثه می مانند وغافلگیر می شوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 8:57  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  | 
امروز هرگاه خواستیدکلمه ای نا خوشایند به زبان آوریدبه کسانی فکر کنید که قادر به تکلم نیستند قبل ازاینکه بخواهیدازمزه ی غذایتان شکایت کنیدبه کسی فکر کنیدکه اصلا چیزی برای خوردن ندارن قبل از این که ازهمسرتان شکایت کنیدبه کسی فکر کنید که برای داشتن یک همدل یه درگاه خدا زاری می کنند امروز پیش ازانکه اززندگیتان شکایت کنید به کسی فکر کنیدکه خیلی زود هنگام به بهشت رفته است قبل از انکه از فرزندانتان شکایت کنید به کسی فکرکنیدکه ارزوی بچه دارشدن دارداما عقیم است قبل از آن که شکایت کنیدکه چرا کسی خانه تان را تمیز نکرده یا جارو نزده به ادم هایی فکر کنیدکه مجبورند شب را در خیابان بخوابند پیش ازنالیدن از مسافتی که مجبورند رانندگی کنید، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند . وپیش از آنکه از شغلتان خسته شوید واز آن شکایت کنید، به افراد بیکار وناتوان وکسانی که درآرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید. اماقبل ازاینکه به فکر گرفتن انگشت اتهام به سوی کسی یا محکوم کردن او بیفتید ف بیاد بیاورید که هیچ کدام از ما بی گناه نیستیم وهمه به یک خالق جواب پس می دهیم. وزمانی که افکار ناامید کننده درحال درهم کوبیدن شماست ، لبخندی بزنید وخدا را بخاطر زنده بودنتان شکر کنید . زندگی یک نعمت است ، ازآن لذت ببرید، آنرا جشن بگیرید وادامه اش دهید. ا
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 21:48  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  | 

تهمينه ميلاني

ازهمين امروز ،وقتي بچه هايمان به مدرسه مي روند، به ايشان بگوييم .

عزيزم ، من نمي خواهم تو بهترين باشي ، فقط مي خواهم تو خوشحال  وخوشبخت باشي .

اصلاً مهم نيست كه هميشه نمره 20 بگيري جاي 20 مي تواني 16 بگيري اما از دوران مدرسه وكودكيت لذت ببر.

عزيزم : از (ترين) پرهيز كن چرا كه خوشبختي جايي هست كه خودت را باكسي مقايسه نكني .حتي نخواه خوشبخت ترين باشي بخواه كه خوشبخت باشي وبراي اين خواستت تلاش كن همين !!!

يادمان هست كه از وقتي به دنبال پسوند (ترين ) رفتيم خوشبختي از ما گريخت از 19:75 لذت نبرديم چون يكي 20 شده بود از رانندگي با پرايد و...لذت نبرديم چون ماشين هاي مدل بالاتري درخيابان درحال خودنمايي بود.

ازبودن كنارعشقمان لذت نبرديم چون مدرك تحصيلي وپول توي جيب او كمتر ازبسياري ديگر بود.همچنين ازخانه مان از شغلمان از درآمدمان از خانواده و دوستانمان و......

مي خواهم بگويم تحت تاثير آموزه هاي غلط بسياري از ما فقط به بهترين ، بيشترين و بالاترين چسبيديم درنتيجه تبديل به انسان هايي افسرده وهميشه نالان شديم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 10:54  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  | 

تاثیر فناوری اطلاعات بر سازمان، جامعه و فرد

در چند دهه اخیر تکنولوژی مدرن اطلاعات بر موقعیت و عملکرد بسیاری از جوامع، سازمانها و افراد اثرات قابل ملاحظه‌ای گذاشته و به موازات پیشرفتهای شگرفی که در این زمینه بوجود آمده است، سرنوشت جوامع، سازمانها و افراد هر روز بیش از گذشته به این فناوری مدرن گره می خورد .بدیهی است که در چنین موقعیتی ،شناخت تاثیرات فناوری اطلاعات اهمیت فزاینده ای یافته است .با توجه به این واقعیات باید گفت که فناوری اطلاعات یکی از عوامل مهم محیطی به شمار می آید که بر موقعیت ، عملکرد و سرنوشت جوامع، سازمانها و افراد اثرات جدی می گذارد.
● مقدمه
بحث در مورد تاثیر فناوری اطلاعات بر افراد، سازمانها و جامعه موضوع تازه‌ای نیست و از ابتدای پیدایش و گسترش فناوری اطلاعات این موضوع مورد بحث قرار گرفته است.
هنوز هم افرادی وجود دارند که معتقدند بشر به وسیلة تکامل تکنولوژی تهدید شده است. ما در یک ارتباط حیاتی با تکنولوژی قرار داریم. با وجود این، باید در مورد اثرات آن بر خود به عنوان افراد و به عنوان اعضای سازمانها و جامعه آگاه باشیم.
بدین جهت در ادامه این نوشتار تاثیر فناوری اطلاعات بر سازمانها، افراد و جامعه بحث خواهد شد.
● سازمانها و فناوری اطلاعات
استفاده از رایانه و فناوری اطلاعات برخی از تغییرات را در سازمانها ایجاد کرده است. این تغییرات در حوزه هایی مثل ساختار، اقتدار، قدرت، محتوای شغل، سلسله مراتب شغلی کارکنان، نظارت و شغل مدیران دیده می شود. خلاصه ای از این مباحث در ادامه توضیح داده می شود.
● سلسله مراتب سازمانی
فناوری اطلاعات برای افزایش بهره‌وری و کارایی ، حیــــطه کنترل گسترده‌تر و کـــاهش تعداد متخصصان را مجاز می‌داند. فناوری اطلاعات به سازمانها اجازه می دهد تــا دانش متخصصان را تحت کنترل درآورد و نیاز به تخصصــهای فنی را در سازمان کاهش می دهد. این منطقی است کــه پس از اینکه سطــــوح مــدیریتی در سازمانها کمتر شد، در آن ســـازمانها به مدیران صفی و ســـتادی کمتری نیاز خواهد بود. این روند بیشتر به وسیله پدیدة کاهش یا کوچک شدن اندازة مدیریت میانی نمایان می‌شود.
● نسبت کارکنان یقه آبی به کارکنان یقه سفید
با جایگزین شدن رایانه‌ها به جای شغلهای دفتری، از آنجایی که نیاز به متخصصان سیستم‌های اطلاعاتی بیشتر می‌شود، نسبت کارکنان یقه سفید به یقه آبی در چنین سازمانهایی بیشتر می‌شود.
● واحدهای ویژه
تغییر دیگر در ساختار سازمانی، امکان ایجاد یک مرکز تکنولوژی، یک مرکز تجارت الکترونیک، یک بخش سیستم‌های پشتیبانی تصمیم و یا یک بخش سیستم‌های هوشمند است. بدین ترتیب واحدهای ویژه ای جهت مدیریت اطلاعات و فناوری اطلاعات در سازمان ایجاد می‌شود.
● تمرکز قدرت یا اختیار
اینکه آیا استفاده گسترده فناوری اطلاعات منجر به تمرکز یا نبود تمرکز در عملیات کسب و کار و مدیریت خواهد شد یا نه ممکن است به فلسفه مدیریت عالی بستگی داشته باشد. هر چه میزان کنترل و تاثیر کارکنان رده پایین سازمان بر فرایند تصمیم گیری در سازمان بیشتر باشد، می‌توان نتیجه گرفت که تمرکز در سازمان کمتر شده است و اگر با بکارگیری فناوری اطلاعات در سازمان ،میزان کنترل و تاثیر مدیران بر فرایند تصمیم بیشتر شود،تمرکز بیشتر خواهد بود.بنابر این نمی‌توان در این مورد یک الگوی مشخص و واضح ارائه داد‌.
● قدرت و موقعیت
با توجه به اینکه اطلاعات یک منبع قدرت است، با ورود سیستم های اطلاعاتی در سازمان میزان اطلاعات تحت کنترل افراد تغییر خواهد کرد و بدین ترتیب قدرت افراد (قدرت ناشی از اطلاعات) تغییر خواهد کرد.
● محتوای شغل
یکی از اثرات فناوری اطلاعات بر محتوای برخی مشاغل هم در سازمانهای دولتی و هم در سازمانهای خصوصی است. تغییرات در محتوای شغل هنگامی رخ می‌دهد که کار طراحی مجدد شود و از آنجایی که با ورود و توسعه فناوری اطلاعات ،ماهیت برخی از فعالیتهای سازمان تغییر می‌کند، طراحی مشاغل تغییر کرده و به تبع آن محتوای شغل نیز تغییر خواهد کرد.
● تغییرات در شرایط احراز شغل و آموزش
با توجه به اینکه فعالیت با فناوری اطلاعات،فنون جدید کاری را می‌طلبد، شرایط احراز شغل و آموزش کارکنان نیز بدبن دلیل تغییر خواهد کرد.زیرا مهارتهای سابق کارکنان پاسخگوی این نیازها نخواهد بود.
● تغییرات در نظارت
این حقیقت که کار کارکنان به صورت خطی (online) انجام و به صورت الکترونیک ذخیره می شود، احتمال و امکان نظارت بیشتر را فراهم می کند. فناوریهای اطلاعات در واقع وسیله ای برای تسهیل کنترل و نظارت هستند.
● تاثیر بر جابه‌جایی شغلی
یک مبحث جالب توجه تحرک شغلی یا جابه‌جایی شغلی است. امروزه شما می توانید در یک وب سایت مقدار پولی را که به یک شغل در هر مکانی پرداخت می شود را پیدا کنید. استفاده از ویدئو کنفرانس برای مصاحبه ها و عاملان یا نمایندگان هوشمند برای یافتن شغلها و کارکنان جدید، احتمالا ترک خدمت کارکنان را افزایش می دهد.
● تاثیرات دیگر فناوری اطلاعات بر سازمان
▪ فناوری اطلاعات احتمالا تاثیرات زیر را نیز بر سازمان خواهد داشت.
▪ اتوماسیون تصمیمات عادی.
▪ نیاز کمتر به تخصص برای برخی تصمیمات.
▪ اتکای کمتر به متخصصان برای حمایت از مدیران عالی.
▪ قدرت و اختیار دادن به سطوح میانی و پایین مدیریت به خاطر پایگاههای دانش .
▪ تصمیم گیری به وسیله کارکنان غیر مدیریتی.
▪ توزیع مجدد قدرت میان مدیران و انتقال قدرت به پایین سازمان.
▪ پشتیبانی الکترونیک از تصمیمات پیچیده ( وب سایت، عاملان هوشمند، سیستم‌های پشتیبانی تصمیم).
برخی مدیران گزارش می دهند که کامپیوتر به آنها زمان بیشتری می دهد تا به بیرون از دفتر کارشان بروند و بیشتر در جریان امور قرار بگیرند. آنها همچنین دریافتند که آنها می توانند زمان بیشتری برای فعالیتهای برنامه ریزی صرف کنند. جنبه دیگر چالش مدیریت در توانایی فناوری اطلاعات در حمایت از فرایند تصمیم گیری قرار دارد. فناوری اطلاعات می تواند فرایند تصمیم گیری و حتی سبکهای تصمیم گیری را تغییر دهد. برای مثال جمع آوری اطلاعات برای تصمیم گیری خیلی سریعتر صورت خواهد گرفت. عاملان یا نمایندگان هوشمند وب محور می توانند محیط را بررسی و اطلاعات را تفسیر کنند. روندهای فناوری اطلاعات زمان مورد نیاز برای کامل کردن هر گام در فرایند تصمیم گیری را کاهش می دهد.
تاثیر احتمالی دیگر بر روی شغل مدیران می تواند تغییر در الزامات رهبری باشد. چیزی که به طور عمومی ویژگیهای خوب رهبری محسوب می شود، ممکن است با استفاده از فناوری اطلاعات به طور قابل ملاحظه ای تغییر داده شود. برای مثال هنگامی که ارتباطات رودر رو یا چهره به چهره به وسیله پست الکترونیک و کنفرانس کامپیوتری جایگزین می‌شود، ویژگیهای رهبری که به ظاهر و لباس نسبت داده می‌شود، حداقل می شود.
● کار و فناوری اطلاعات
سیستمهای اطلاعاتی به راههای مختلف بر افراد تاثیر می گذارند. چیزی که برای یک فرد مزیت است، برای دیگری ممکن است این چنین نباشد. برخی شیوه هایی که فناوری اطلاعات ممکن است افراد، ادراکات و رفتارشان را تحت تاثیر قرار دهند، در این بخش از نوشتار بررسی خواهند شد.
● تاثیر بر رضایت شغلی
اگر چه برخی شغلها ممکن است به وسیله فناوری اطلاعات به طور اساسی خیلی غنی شوند، شغلهای دیگر ممکن است خیلی تکراری و کمتر رضایت بخش بشوند.
برای مثال در ابتدای سال ۱۹۷۰، محققان پیش بینی کردند که سیستم‌های اطلاعاتی مبتنی بر کامپیوتر نظر یا رای مدیریتی را در تصمیم گیری کاهش می دهند و بنابراین مدیران ناراضی ایجاد می کنند.
● فاقد صفات انسانی کردن
یک انتقاد غالب در مورد سیستم‌های پردازش داده های سنتی، اثر منفی بالقوه آنها بر شخصیت ( فردیت) افراد است. آنها فعالیتهایی را که کامپیوتری می شوند را فاقد صفات انسانی و فاقد شخصیت می‌کنند. برخی از افراد احساس می‌کنند که به خاطر کامپیوتری شدن فاقد هویت و صفات انسانی هستند. از طرف دیگر برخی افراد آن‌قدر به وب معتاد می شوند که فعالیتهای روزمره و منظمشان را در محل کار یا خانه از قلم می اندازند و مشکلات سازمانی و اجتماعی جدیدی ایجاد می کنند.
● اثرات روانی
اگر افراد تشویق شوند تا از محل زندگی‌شان خرید کنند و در همانجا کار کنند، اثرات روانی بدی مثل افسردگی و تنهایی به‌وجود می آید. در بعضی از کشورها، این طبیعی است که بچه ها در خانه از طریق فناوری اطلاعات به مدرسه بروند، اما فقدان تماس و ارتباط اجتماعی می تواند توسعه‌های اخلاقی، شناختی و اجتماعی شان را آسیب بزند.
● تشویش اطلاعاتی
یکی از تاثیرات منفی عصر اطلاعات اضطراب یا تشویش اطلاعاتی است.
دیگر اشکال تشویش اطلاعاتی عبارتند از:
۱) تشویش در مورد ناتواناییهایمان در نگهداری حجم داده ها.
۲) تشویش در مورد کیفیت اطلاعات در دسترس بر روی وب. این اطلاعات اغلب به روز نیستند و ناقص هستند.
۳) منابع «برخط» زیاد.
۴) تشویش در مورد اینکه خیلی خوب آگاهی داده نمی شود یا خیلی دیر آگاهی داده می شود.
بین ۶۰ تا ۸۰ در صد افرادی که اطلاعات خاصی را بر روی وب جستجو می کنند، نمی توانند آنچه را که می خواهند پیدا کنند. این مسئله همچنین بر تشویش اطلاعات می افزاید. زیرا هنگامی که داده ها خیلی زیاد باشند، تفاوت بین داده و اطلاعات و حقیقت و دانش، مبهم می شود. برای برخی کاربران اینترنت، تشویش از حجم بیش از اندازه اطلاعات ناشی می شود که ممکن است بی خوابی، خواب کم یا ناکافی را موجب شود.
تاثیر بر ایمنی و سلامتی
رایانه‌ها و سیستم‌های اطلاعاتی بخشی از محیط شغل هستند که ممکن است به‌طور معکوسی بر ایمنی و سلامتی افراد اثر بگذارند. در ادامه این اثرات را مطرح می کنیم:
الف) استرس شغلی
افزایش در حجم کار و یا مسئولیتها می تواند استرس شغلی را افزایش دهد.اگرچه رایانه ای کردن به سازمانها به وسیله افزایش بهره وری سود می رساند، همچنین موجب افزایش حجم کاری نیز می شود. برخی کارکنان احساس می کنند که در حجم بیشتری از کار غوطه ور شده اند و احساس تشویش در مورد شغل و عملکردشان می‌کنند. این احساسات تشویش می تواند به طور معکوسی بر بهره وری کارکنان تاثیر بگذارد. مدیران می توانند به وسیله توزیع مجدد حجم کار میان تعداد بیشتری از کارکنان استرس شغلی ناشی از این مسئله را کاهش دهند.
ب) نمایش تصویری
ظهور ترمینال‌های نمایش تصویری می‌تواند بر بینایی افراد تاثیر منفی بگذارد.
ج) آسیبهای ناشی از فشار کارهای تکراری
یکی ازدیگر خطرات بالقوه ایمنی و سلامت، آسیبهای ناشی از فشار کارهای تکراری مثل کمر درد، کشش ماهیچه در مچ دست و انگشتهاست که این نوع از آسیبها مربوط به استفاده بلند مدت از صفحه کلید است.
اجتماع و فناوری اطلاعات
تاثیرات اجتماعی فناوری اطلاعات می‌تواند خیلی گسترده و وسیع باشد. این بخش چندین تاثیر نمایان را بررسی می‌کند:
▪ فرصتهایی برای افرادمعلول
انسجام تکنولوژی‌های هوش مصنوعی مثل تشخیص بصری وگفتاری در درون کامپیوترها و بویژه در درون سیستمهای اطلاعاتی وب محور، می تواند فرصتهای استخدام جدیدی را برای افراد معلول ایجاد کند.برای مثال آنهایی که نمی‌توانند تایپ کنند قادر هستند تا از کیبورد صـــــدایی ( Voice-Operated) استفاده کنند و آنهایی که نمی توانند مسافرت کنند، می توانند در خانه کار کنند.
▪ پیشرفتهایی در حفظ سلامتی
فناوری اطلاعات پیشرفتهای مهمی در حفظ سلامتی در دامنه ای از تشخیص بهتر و سریعتر تا تحقیق و توسعه داروهای جدید، برای مراقبت دقیقتر بیماران بد حال داشته است.
▪ مبارزه با جرائم دیگر و کاربردها
کاربردهای کامپیوتر می تواند به راههای مختلف به جوامع سود برساند. در اینجا به برخی از این کاربردها اشاره می شود. برای مثال:
ـ هشداردهنده‌های الکترونیک و کامپیوترها از حجم ترافیک در برخی شهرها می‌کاهند.
ـ تصویر پردازی الکترونیک توان جستجو برای بچه های گم شده را ارتقا می دهد.
● نتیجه گیری
با توجه به موضوعات مطرح شده درنوشتار حاضر ،می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که فناوری اطلاعات بر تمامی ابعاد و جوانب سازمانها تاثیرات شگرفی می‌گذارد و مدیران سازمانها جهت اداره کارا و اثربخش سازمان ملزم به توجه به مسائل مرتبط با فناوری اطلاعات هستند. چه در غیر اینصورت محکوم به فنایند. در مورد تاثیر فناوری اطلاعات بر جامعه نیز ‌باید اذعان داشت که فناوری اطلاعات با خود فرصتها و تهدیدات بی‌شماری را به همراه آورده است. نهایتا اینکه افراد جامعه نیز به عنوان عنصری از جوامع و سازمانها به شدت تحت تاثیر فناوری اطلاعات قرار دارند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 15:0  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  | 

انقلاب نوین اطلاعاتی
دودهه قبل واژه ای وارد فرهنگ ارتباطات و اطلاعات شد که غریب می نمایاند. انقلاب ارتباطات و اطلاعات بسیاری که از این واژه استفاده می کردند چندان به معنای دقیق این واژه آگاه نبودند ـ یعنی نمی دانستند که در پی طرح و تثبیت انقلاب اطلاعات و ارتباطات چه تغییری در زندگی بشر رخ می دهد. تئوریسین های علوم ارتباطات برای بیان اهمیت این انقلاب که ـ پس از انقلاب های اقتصادی و صنعتی و سیاسی و فرهنگی ـ مدعی تحولات زیربنایی بود، اعلام کردند انقلاب ارتباطات و اطلاعات مبانی قدرت را جابجا می کند.به این معنا که تا قبل از رنسانس در غرب مبنای قدرت، قهر و سلطه بود و هرکس زورش بیشتر قدرتش بیشتر. پس از آن مبنای قدرت زمین شد و ما شاهد بروز فئودالیسم بودیم ولی در پی انقلاب صنعتی اول و دوم در قرون 18 و 19 مبنای قدرت از زمین به ابزار تولید و سرمایه منتقل شد و تا سالهای پس از جنگ دوم ابزار تولید و جنگ افزارهای نظامی مبنای قدرت را تشکیل می دادند و جنگ سرد امریکا و شوروی نیز برسر این دو موضوع بود اما از اواخر دهه 70 میلادی و با ظهور اینترنت های اولیه و انقلاب در فناوری اطلاعات و ارتباطات صحنه جهانی تغییراتی بزرگی را شاهد بود و مقوله ای به نام رسانه وارد معادلات قدرت شد.

سه تئوری درباره رسانه و قدرت
با ظهور و مانور رسانه ها در زندگی بشر اعم از رسانه های تصویری، صوتی، نوشتاری و در این اواخر چند رسانه ای ها حداقل 3 تئوری درخصوص رابطه رسانه ها با قدرت مطرح شد.

1- رسانه به مثابه ابزار
براساس این تئوری رسانه ها به ابزاری در دست سیاستمداران و صاحبان کمپانی های بزرگ اقتصادی تقلیل یافتند. در این رویکرد رسانه ها به خاطر پرهزینه بودن اداره آنها گریزی جز تن سپردن به منافع و مصالح اصحاب و ارباب قدرت ندارند هرچند سعی می کنند خود را مستقل نشان دهند از این جهت طرفداران این نظریه هر رسانه ای را ارگان نهاد و دستگاهی می دانند و آن را به جایی منسوب می سازند. بعنوان مثال وقتی می گویند روزنامه نیویورک تایمز حتماً‌ قید وابسته به دموکراتها در امریکا را ذکر می کنند یا وقتی نحوه سخن
FoxNews می شود قید تلویزیون دولتی گنجانده می شود.

2- رسانه فعال مایشاء
در این تئوری رسانه فعال مایشاء تلقی می شود یعنی صاحب قدرت و اراده کامل برای تولید، انتقال و القای پیام. طرفداران این نظر گاهی چنان به قدرت رسانه ها باور دارند که گویی همه عالم خلق شده است که این رسانه باشد و به اظهار نظر و موضع گیری درقبال مسائل بپردازد. و گویی تنها این رسانه ها هستند که می توانند مشکل یابی و گره گشایی کنند و به عبارت دیگر رسانه ها حلقه مفقوده زندگی بشر هستند.

3- نظریه تعاملی قدرت و رسانه
در پی طر&
zwj;‍ح و منطقی جلوه گر شدن نقاط ضعف دو تئوری مذکور تئوری سومی مطرح شد که بر رابطه تعاملی و دو جانبه قدرت ( اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی ) و رسانه تاکید می کند. به این معنا که رسانه چون تولید کننده و رساننده پیام است در خلأ به تولید و پردازش پیام نمی پردازد بلکه ضمن داشتن اهداف و تقید به رسالتهای خود که هم مادی و هم ارزشی است از ارباب قدرت و مصالح و منافع آنها تأثیر پذیر است. رسانه ضمن اینکه مزدور و سرسپرده ارباب قدرت نیست در عین حال سرجنگ و ستیز هم با چارچوب های موجود ندارد و البته به میزانی که آگاهانه و مستقل تصمیم گیری می کند و در تصمیم سازی ها ایفای نقش می نماید قدرتمند است.
امروزه تئوری سوم یا نظریه تعاملی قدرت و رسانه تقریباً فراگیر شده و جامعیت یافته است.

ویژگی های نوین وسایل ارتباط جمعی
با این حال وسایل ارتباط جمعی ینز تحولاتی را پشت سرگذاشته اند که انقلاب ارتباطات و اطلاعات را عمیق تر کرده و نظریه سوم را نیز مستحکم ترکرده است. این ویژگی ها عبارتند از

1- تعاملی بودن
Interactivity
این ویژگی که بر رابطه دو سویه مخاطب و رسانه شکل گرفته و قوام یافته خدشه ای اساسی بر نظریه دوم وارد کرد که مدعی بود رسانه های عامل اصلی تغییرات هستند و مخاطبان تنها تأثیرپذیر هستند. براساس این ویژگی امروزه رسانه ها به مخاطب به عنوان یک واقعیت جهت ساز نگاه می کنند یعنی به علائق وسلائق مخاطبان نه تنها اهمیت می دهند بلکه برنامه ریزی های خود را براین اساس سامان می دهند یعنی حتی اگر قصد ایجاد تغییرات در مخاطب را دارند از مجرای نیاز مخاطبان عبور می کنند. شدت وحدت تعاملی بودن در رسانه های جهان متفاوت است. نباید از این مهم غافل بود، رسانه هایی که کاملاً مطیع خواسته ها و تمایلات مخاطبان هستند در طول زمان به ورطه لودگی، سطح نگری و حتی ابتذال می افتند. شبکه های پورنوگراف ماهواره و اینترنتی مطیع و سرسپرده تامین یکی از سطحی ترین نیازهای مخاطبان یعنی نیازهای جنسی هستند ولی آیا کسی امروز در دنیا وجود دارد که این شبکه ها را موفق در جذب مخاطب معرفی کند؟ به عبارت دیگر تعاملی بودن در رسانه ها موجب تغییر سمت و سوی رابطه مخاطب و رسانه نشده است یعنی از جهت گیری رسانـه به مخاطب تبـدیل به جهت گیـری مخاطب به رسانه نشـده است بلکه دوسویه و دو جانبه است. عدم درک درست رابطه تعاملی رسانه و مخاطب موجب انحرافات بزرگی در سطوح تصمیم گیری های خرد و کلان رسانه ای شده است.

2- جمع زدایی و تخصصی شدن
Demassification
زمانی سخن از داشتن و نداشتن رادیو و تلویزیون و روزنامه صبح و عصر بود ولی امروز سخن از شبکه اختصاصی و روزنامه تخصصی است. زمانی مردم همگی بیننده یک کانال تلویزیونی بودند و همه اعضای خانواده یک روزنامه را می خواندند. اما امروز پدر کانال یک را می بیند، مادر کانال 2، پسر کانل 3 و دختر کانال 4 ودیگری وب گردی را ترجیح می دهد ضمن اینکه هریک مجله متفاوتی را آبونه هستند. زمانی سخن از
Broadcasting می گفتیم ولی امروز از Narrowcasting سخن می گوییم. پخش عمومی و فراگیر به پخش خصوصی و محدود تبدیل شده است. از این رو اغلب سازمان های رادیویی و تلویزیونی بزرگ جهان به تعریف و تحدید شبکه های رادیویی و تلویزیونی خود پرداخته اند تا مخاطب خاصی را تعریف و با آن ارتباط برقرار کنند. در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ینز این هویت گذاری صورت گرفته است شبکه 1 سیما شبکه ملی و عمومی، شبکه 2 سیما شبکه فرهنگی، شبکه 3 سیما شبکه جوان و ورزش، شبکه 4 شبکه فرهیختگان، شبکه خبر شبکه اطلاع رسانی نام گذاری شده است و شبکه های استانی و برون مرزی و آموزش نیز تعریف و هویت خود را یافته اند.

3ـ ناهمزمانی
امروز مخاطبان رسانه مجبور نیستند برای تامین نیازهای خود اعم از، تفریحی، عاطفی و احساسی خود به تطبیق نیازهای خود با برنامه ریزی های رسانه مدنظر بپردازند بلکه انتظار دارند رسانه ها براساس نیازهای ایشان برنامه ریزی کنند. بعنوان مثال امروز شهروندان برای کسب خبر کم صبر و بی حوصله شده اند و نمی توانند چند ساعت منتظر بمانند تا از شبکه مشخصی و در ساعت معینـی به کسب خبر بپردازند بلــکه برای رفع نیاز خود به یکی شبکه ها و رسانه ها بویژه رسانه های اینترنتی مراجعه می کنند. شاید یکی از دلایل اقبال گسترده مردم به رادیو پیام و شبکه خبر سیما فاصله کوتاه بخش های خبری آنهاست یا زیرنویس های
online شبکه العالم.

4- ضرفیت بیشتر
higher Capacity
ویژگی آخری که در این نوشتار ذکرمی کنم ظرفیت زیاد و تقریباً نامحدود رسانه ها در عصر حاضر است. ظرفیت ذخیره و انتشار اطلاعات در رسانه های امروز با گذشته قابل مقایسه نبود. زمانی برای تهیه بسته خبری هنر سردبیر جستجوی بهتر و دقیق برای یافتن خبرهای مورد نیاز مخاطبان بود ولی امروز هنر سردبیر دروازه بانی خبر و انتخاب بهترین ها از کلکسیون خبرهای مورد نیاز مخاطبان است. آنچه که امرزو بعنوان بمباران اطلاعاتی می شناسیم همین است.

سه روایت رسانه ای
مقدمات مذکور بستر مناسبی را برای اصل بحث نگارنده فراهم کرده است تا گوشه ای از تأثیرگذاری رسانه های برون مرزی را واکاوی کنیم.

1- روایت مسلط
امروزه رسانه های جهانی که گستره پوشش فراملی دارند مهمترین هدف خود را انگاره سازی با هدف تامین منافع و مصالح قدرتهای جهانی قرارداده اند. اهداف کلانی مثل توجیه افکار عمومی برای فرایند جهانی شدن ( پروسه ) یا
جهانی سازی ( پروژه). تقریباً غالب رسانه های جهانی امروزه قرائت و روایت نزدیک به هم و قریبی از تحولات و رویدادهای پیرامونی دارند. اگر مخاطبی برای کسب اخبار امروز عراق شبکه های
CNN،‌ FoxNews، MSNBC، CBS، ABC‌، NBC و PBC را که همگی آمریکایی هستند مونیتور کند تقریباً پیام مشترکی را دریافت می کند و آن این است که امریکا برای ایجاد آزادی و دموکراسی در عراق با چالش بزرگی روبروست و هیچ گاه سخن از عدم مشروعیت دولت امریکا بـرای ملت و دولت سازی در عراق در میان نیست. یا اگرمخاطبی از رسانه های مشابه اخبار فلسطین را دریافت کنند هیچگاه این سخن را نمی شنود که رابطه حقیقی مردم فلسطین و رژیم صهیونیستی رابطه یک ملت و دولت وحکومت مشروع نیست بلکه رابطه مردمی مظلوم و رژیمی اشغالگر و متجاوز است. این همان انگاره سازی است که از آن سخن رفت، روایت مسلط تلاش می کند و تا حدودی هم موفق بوده تا قرائت یکپارچه و واحد و غیرقابل خدشه ای از واقعیات پیرامونی برای افکار عمومی ارائه دهد تا براساس آن صاحبان قدرت و ثروت در جهان بتوانند برنامه ریزی لازم برای حفظ و افزایش قدرت و ثروت خود داشته باشند. زیرا همانطور که در مقدمه این بحث ذکر شد صاحبان قدرت و ثروت نمی توانند به افکار عمومی بی اعتنا باشند و رسانه ها هم نمی توانند به صاحبان و ارباب قدرت و ثروت بی اعتنا باشند و به قولی اگر بتوان قلبها را فتح کرد خالی کردن جیب شهروندان و بازی با مغر و افکار آنها مثل یک موم آسوده خواهد بود.

2- روایت انعفالی
این روایت هرچند امروزه ناکارآمدی خود را نشان داده ولی همچنان اثراتی در عملکرد رسانه ای کشورهای درحال توسعه بویژه کشورهای خاورمیانه باقی گذاشته است. این روایت سرجنگ و ستیز عریان و بی پرده با روایت و قرائت رسانه های مسلط ـ بدون بکارگیری تاکتیک های موثر ـ دارد. اصحاب روایت انفعالی صرف افشاگری و پرده دری درخصوص ماهیت و اهداف رسانه های متعلق به ارباب قدرت وثروت را برای مخاطب اقناع کننده می دانند درحالی که به ظرافتهای ارتباطی و اطلاعاتی آگاه نیستند و چندان مخاطب شناس نیستند. از این رو چون توان جذب و اقناع مخاطب ندارند در حاشیه می مانند و جزیره ای عمل می کنند نه جهانی.

3- روایت موثر
آنچه که من روایت موثر می دانستم متعلق به عملکرد رسانه های کشورمان است با تمرکز بر مساله عراق. علی رغم وارد بودن بسیاری از انتقادها به عملکرد شبکه وسع رسانه ای جمهـوری اسلامی در مـوضوع عـراق قدرت این شکبه بویژه در حوزه برون مرزی در تغییر انگاره سازی مخاطبان قابل دفاع و بررسی است. هرچند می توان خیلی موضوعات مثل جهانی سازی، خاورمیانه جدید، فلسطین و مساله هسته ای ایران را از این منظر و نقشی که شبکه رسانه ای نظام در آن ایفا کرده مورد بررسی قرارداد ولی در اینجا و به اختصار مساله عراق را می کاویم.
اشغال عراق با عنوان عملیات آزاد سازی عراق آغاز شد و رسانه های مسلط یا سلطه گر ضمن ارائه تصویری مخوف از صدام و رژیم بعثی که البته تصویری درست بود مقدمات کاررا فراهم کردند؛ تا اینجا بحثی نیست و شبکه رسانه ای نظام هم جز این تصویری از صدام و حکومتش ارائه نداده بود ولی نقطه اختلاف آنجا بود که آمریکا تصمیم گرفت این تصویر را از عراق بزداید بدون اینکه به 2 سوال پاسخ دهد.
1-این تصویر کریه از عراق را در خاورمیانه چه کسانی کشیدند؟
2- مبای مشروعیت امریکا برای پاک کردن این تصویر چیست؟
رسانه های وابسته به آمریکا از طرح این سوالات برای مخاطبان به شدت پرهیز می کردند و تمام توان خود را در نفرت آور نشان دادن صدام و رژیم بعثی متمرکز کردند.
پخش تصویر ملاقات رامسفلد وزیر جنگ امریکا که سردمدار عملیات عراق بود با صدام در سالیان گذشته و افشای این خبر که سفیر امریکا در عراق به صدام برای حمله به کویت چراغ سبز نشان داده از جانب رسانه های مستقل و موثر چالش رسانه ای بین دو روایت مسلط و موثر را آغاز کرد و افکار عمومی تا حدودی هشیار شد که این قصه زوایای ناگفته دارد. مردم منطقه خاورمیانه این گونه اخبار را بیشتر از شبکه های سحر و العالم برون مرزی و شبکه خبر و جام جم که روی ماهواره قرار دارند می دیدیدند و می شنیدند. تا الجزیره و العربیه و
CNN و BBC. پس از اشغال عراق و سقوط صدام نه تنها این قصه پایان نیافت که ابعاد جدیدی به خود گرفت. موضوعات مهمی مثل ترورهای کور، ترور شخصیتهای مطـرح و محبوب مثـل آیت ا... حکیم، گروگانگیـری و سربریـدن اتباع بیگانه، بمب گذاریهای مشکوک، دعوت از اعضای سابق استخبارات برای همکاری با امریکا و دولت موقت عراق، قراردادهای پنهانی با شرکت های امریکایی برای بهره برداری از نفت عراق بعنوان دومین ذخیره نفتی جهان، حملات تبلیغاتی به جمهوری اسلامی ایران و این اواخر حمله به نجف و رویارویی با جوانان شیعه در کوت، بصره، نجف وکوفه و شهرک صدر برخی از موضوعات حساس و مهمی است که رسانه های مسلط سعی کردند قرائت وروایت واحدی از آن در ذهن مخاطبان در خاورمیانه و اقصی نقاط جهان ایجاد کنند تا انگاره سازی کلان آنها یعنی آزاد سازی عراق بعنوان مقدمه ای برای ایجاد خاورمیانه جدید بعنوان یک حقیقت نمود یابد در حالی که ماجرا به این سادگی ها نبود و با تحلیل های روشن گر و اطلاع رسانی به موقع شبکه های اطلاع رسانی با روایت موثر، افکار عمومی جهان بویژه درخاورمیانه و ر عراق با مسائل به شکل دیگری مواجه شد.
قرائت دیگر اما موثر این بود که عراق بخاطر برخورداری از دومین ذخایر نفتی جهان و موقعیت ژئوپلتیک خود از دیرباز دندان طمع امریکا را تیز کرده بود و امریکاییها که همواره نگران برهم خوردن جریان آزاد نفت خلیج فارس بوده و هستند باید نقطه اتکایی جدید داشته باشند که آن عراق است. عراق هم مرز با ایران، سوریه، ترکیه، اردن و همجوار خلیج فارس. اما پارادوکس اینجاست که اکثر مردم این کشور شیعه هستند و برخوردار از رویکرد سیاسی خاصی که متضمن منافع امریکا نیست. و امریکا اگر بخواهد تن به دموکراسی بدهد باید حاکمیت و اکثریت شیعیان را بپذیرد و اگر تن به دموکراسی ندهد که با نقض غرض مواجه است. امریکا در این شرایط پیچیده همزمان چند پروژه را اجرا کرد و رسانه های سلطه گر نیز سعی در تحقق آنها داشتند. که رویدادهای ماههای اخیر در این کشور باتوجه به این پروژه ها قابل درک است و نوع اطلاع رسانی را سمت و سو می دهد.
1ـ پیگیری جدی خط اختلاف بین شیعیه و سنی
2- وارد کردن سلفی ها و وهابی ها در عراق و گشوده بال کردن آنها با 3 هدف. یکی اقدام علیه شیعیان برای تامین هدف شماره 1. دوم نشان دادن چهره ای سیاه از اسلام با نشان دادن سربریده گروگانها و سوم نشان دادن اوج قدرت و قساوت دشمن امریکا یعنی القاعده یا به قول رسانه های امریکایی مسلمانان ستیزه جو
3- حذف چهره های کلیدی ومحبوب و در عین حال مستقل، از صحنه سیاسی عراق برای جا بازکردن برای مهره های خارج نشین و سرسپرده آمریکا
4- تاخیر در برگزاری انتخابات و ایجاد ساختارهای انتصابی برای در دست داشتن کنترل اوضاع
5- مشارکت و دخالت بعثی های سابق و عوامل استخبارات و بی توجهی به خواسته های مردم و نفرت دیرین ایشان از بعثی ها
6- فرافکنی افکار عمومی از چالش های امریکا در عراق با تبلیغات بی اساس علیه ایران آن هم با استفاده از مهره های امریکایی عراقی تبار
7- محدود نشان دادن مخالفت مردم عراق با اقدامات امریکا با تقلیل آن به درگیری طرفداران مقتدی صدر در نجف
شبکه اطلاع رسانی جمهوری اسلامی بویژه در حوزه برون مرزی با داشتن چنین چارچوبی نظری و تحلیلی از اوضاع عراق رویدادهای 2 سال اخیر را زیر نظر داشته و به اطلاع رسانی پرداخته است و با اقبال خویی هم در عراق، خاورمیانه و جهان مواجه شده است و فراموش نکنیم که اگر امروز امریکا در عراق موقعیت خوبی ندارد و اگرهیات حاکمه ایالات متحده در امریکا و اروپا تحت فشار است نمی توانیم در این معادله جایی فراخ برای رسانه ها باز نکنیم.

Bottom of Form

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 6:31  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  | 

رسانه یا Medium به معنی رساندن است که جمع آن media می شود. انسان و حیوان توسط برخی از اعضای وجودی خود قادراند تا تغییرات محیط اطراف خود را متوجه شوند و سپس تصمیم لازم را بگیرند که این اعضاء عبارتند از چشم، بینی، گوش، دماغ، پوست به هر یک از این اعضاء رسانه یا (به انگلیسی: Media ) میگویند.

هر ابزاری که موجب تاثیر در اعضای چشم، بینی، گوش، دماغ، پوست انسان یا حیوان گردد 'ابزار رسانه' شناخته می شود. و به تعریف دیگر می توان گفت : رسانه به معنی هر وسیله ای است که انتقال دهنده فرهنگ ها و افکار عده ای باشد یا وسیله ای برای نقل و انتقال اطلاعات، ایده ها و افکار افراد یا جامعه، برخی از ابزارهای رسانه را می‌توان بصورت زیر نام برد:عکس، منبر،  تلویزیون، اینترنت، رادیو، کتاب، روزنامه، سینما و فیلم وغیره ...

پیشرفت و ماشینیزه شدن جوامع بشری سبب پیدایش پدیده رسانه ها و گسترش این نهضت اطلاعاتی و خبر گذاری گردید و این نهضت بنا برامکانات دست داشته خود و ضمنا از اقبال مقبولیت که در میان توده های بشر برخوردار است یکی از محوری ترین مراکز و سازمان های بسیج فکر عمومی بشمار می رود و در ردۀ بالای تأثیر گذار ترین کانون های گرم  و پر جنب و جوش قرار دارد که در میان موج عظیم توده ها و نهاد های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی  از بالاترین درجه حمایت و پشتیبانی لازم که سبب استحکام پایه های آن گردد برخوردار است. یکی از موارد و محور های اصلی که بیشتر جامعه شناسان را به خود مشغول کرده وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها می باشند که عموم شان بر سه نظر در تأثیر گذاری رسانه بر فکر عمومی پا می فشارند گروهی براین باورند که میزان تأثیر گذاری رسانه ها بر زندگی انسان نا محدود است و دسته معتقدند که تأثیر گذاری رسانه بستگی به یک سری از شرایطی دارد که امکان آن در تحقق و مساعد شدن زمینه تحقق آن شرایط محول گردیده است و عده ای نیز کار کرد رسانه ها را بی تأثیر دانسته اند که البته بر این نظر خورده ها گرفته اند و آن را خارج از حیطه ای یک نظریه و تیوری علمی دانسته اند.

این یک حقیقت مسلم است که جهان امروزه با انفجار وسیع اطلاعات که از گلوی رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی فریاد می شود فراتر از یک کانون آموزشی تلقی می شود که همه  ای مردم سهم عمده و متناسب به ظرفیت خود شان در فهم مسایل فرهنگی و دسترسی به آگاهی های مدنی و سیاسی دارند و رسانه ها از میزان گستردۀ تأثیر گذاری بر روی اندیشه و فکر مردم برخوردار می باشند. و بدور از افراط در برابر کسانی که باور دارند  رسانه ها می توانند نسل را برای نخستین بار در میان نسل بشر به گونه ای پدید بیاورند که کاملا متفاوت با نسل های پیشین باشند، می توان گفت آنگونه هم نیست که رسانه در تأثیر نهادن بر مردم هیچ محدودیت را نشناسند؛ بلکه در برخی موارد به چالش کشیده می شوند که نیاز به مطالعه وبررسی موانع فرا روی خویش پیدا می کنند و آن چنان هم نباید تأثیر آن را ناچیز تلقی کرد  و در خور هیچ اعتنایی هم ندانست؛ بلکه باید به بررسی تأثیر این وسایل و میزان قوت وضعف تأثیر آنها ونیز شرایط تأثیر گذاری آن پرداخت.

با تمام این اقوال، آن چه بدیهی به نظر می رسد، آن است که به دور از آثار مثبت و منفی آن باید اذعان داشت که پیدایش دگرگونی های اجتماعی و تغییر ارزش های اجتماعی وفر هنگی از آن دسته مواردی است که در نتیجه ی کارکرد رسانه ها صورت تحقق به خود می گیرند و همچنان از سوی دیگر این وسایل در فرایند تهاجم فرهنگی و مقابله با آن، جنگ روانی، استعمار ملت ها در امر باز سازی و دستیابی به توسعه یافتگی، تحقق هدف های آموزشی به سرگرمی و غیره کاربرد مؤثری دارند.

امروزه با گسترش رسانه های جمعی گویا جوامع سرنوشت خود را بدست رسانه های سپرده اند و رسانه ها اند که نقش منعکس کننده فکر آن ها را دارند و در یک لحظه می توانند با بسیج فکر شان آنان را بر قدرتی خشمگین کنند و یا آب بر آتش خشم شان بپاشند. از ویژه گی های عصر امروز ماشینی شدن زندگی، افزایش جمعیت، توزیع کار و مشاغل ، بسط حوزه های کاری و تخصصی شدن فعالیت ها می باشد که در چنین دنیایی رسانه های گروهی و وسایل ارتباط جمعی از نقش بسزای برخوردار بوده و در عین حال که گسترده و متنوع بوده شناخته شده نیز می باشند که سازمان یونسکو آنها را در وسایل ارتباط جمعی عمومی،  وسایل ارتباط رو در رو و وسایل ارتباط گروهی و منطقه ای تقسیم کرده است.

رسانه ها که از قبیل رادیو، تلویزیون گرفته تا انتیرنت، نشرات و سینما را شامل می شود در برخي جوامع بصورت آگاهانه از آنها سود مي جويند و روز به روز بر بهبود وضعيت فرهنگي و توسعه جامعه خود مي افزايند و در برخي ديگر نا آگاهانه از رسانه هاي جمعي استفاده مي شود كه در اين سيستم ها تاثير رسانه ها بر جامعه ممكن است منشا ايجاد فرهنگ نامناسب ازقبيل كار فردي به جاي كار گروهي ، واردات به جاي صادرات و ورود نامناسب فرهنگ و هنجار هاي بيگانه و غيره شود كه اين عوامل سبب ضعف و عقب ماندگی جوامع گردد .

سبب میزان درصد بالای تأثیر گذاری رسانه از دید دانشمندان و کار شناسان مسایل رسانه ای آن است که مردم به حرف رسانه ها اعتماد دارند و هرچه که رسانه ها بگویند باور می کنند و رسانه ها نیز میدان روبروی و مصاف افکار عمومی را فراهم کرده و صحنه های اصل و نابی را به نمایش می گذارند و همچنان نقش رسانه ها را در دوران بحران با اهمیت دانسته و در جذب مردم به جانب خود در این گونه فضا ها  را قابل ملاحظه می خوانند.  چون رسانه، یگانه سامانه ارتباط خوانواده و فرد با دنیای خارج است و یگانه عامل انتقال ارزشها و هنجارهای فرهنگی است و این بیشترین اقبال آن در تأثیر گذاری بر روی اجتماع می باشد.

از آن جاییکه بیشترین رسانه های خبری- سیاسی جهان امروزه بدست یهود و اسرائیل است وقدرت را که اسرائیل در جنب حمایت کشورهای اروپایی و امریکایی دارد سایه شوم آن بر بزرگترین غول های رسانه ای جهان گسترده است، آنها باداشتن دست باز در تولید وصنعت برنامه های ضد اسلامی و پخش و نشر آن در کشورهای اسلامی در جهت ترویج فرهنگ دین ستیزی و اسلام گریزی و نهادینه نمودن فرهنگ سیکولاریسم، تغییر الگوهای فرهنگی وبومی اسلامی و فریب افکار عمومی با مسلمانان در ستیز اند و سعی در هجوم فرهنگی و استعمار اسلام را دارند. آنان مداوم اسلام را ناکار آمد می خوانند و به شاخ و برگ آن دست می برند انواع گوناگون تهمت های نا روا را بر اسلام روا می دارند و در صدد کسر شأن و منزلت آن می باشند. ترویج فساد و بی بند وباری و سرگرم نمودن جوانان به مسایل پوچ و واهی که در موتور جستجوی های چون گوگل، یاهو، ام اس ان که بانیان و رؤسای آن "سرگئی برین" "تری سمل" و "لری پیج" اند از یهودیان اند و همچنان شبکه های فیس بوک و تویتر از "مایک زوکربرگ" "اسحاق استون" است که اگر متوجه این امر شویم درست خواهیم دید که هردوی این ها نیز از یهودیان می باشند و آشکارا با اسرائیل در ارتباط اند. هدف اصلی آنان به ابتذال کشاندن جامعه و جوانان است. درین سایت ها و شبکه های انتیرنیتی بیشترین مسایل هتک حرمت به ارزشهایی اخلاقی و فضایل انسانی صورت می گیرد و هدف اصلی این موتورهای جستجو وشبکه های بزرگ و پرطرف دار تبلیغ فرهنگ امپریالیسم شرارت پیشه امریکا و اسرائیل است که بر مبانی و اساس های سست لیبرالیسم  و آزادی خواهی استوار است. شعارشان دفاع از حقوق بشر و کارشان هتک حرمت و ریختن آبروی بشر است.

امپراتوری ها بزرگ خبری مانند نیویورک تایمز، آسوشیتد پرس، فاکس نیوز، سی ان ان، که نیز در چنگال یهودیان قرار دارد به دنبال مدیریت تحولات و جهت دهی افکار عمومی مردم جهان بر اساس سیاست های از قبل تعیین شده خود هستند. وبه زعم خودشان دنیا را به سویی جهانی شدن می کشانند .


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 6:26  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  | 

در این نوشتار با آخرین قسمت از مجموعه گفتارهای " تاثیر رسانه ها بر تغییر سبک زندگی " ، در خدمت شما هستیم . در قسمتهای پیشین گفتیم که رسانه های تصویری و به ویژه تلویزیون با استفاده از انواع روشهای آشکار و پنهان ، درصدد تغییر افکار و ایده ها و در نتیجه دگرگون کردن سبک زندگی مردم برمی آیند . تبلیغات تجاری، ساده ترین این روشهاست ، اما این هدف یعنی تغییر الگو و سبک زندگی ، در فیلمها و سریالهای تلویزیونی با ظرافت هرچه تمام تر دنبال می شود .

در این گفتار ، تاثیر رسانه ای چون تلویزیون را بر تغییر دادن و دگرگون کردن نگرش افراد به سبک زندگی در حوزه هایی غیر از اقتصاد را بررسی می کنیم . از شما دعوت می کنیم ما را همراهی کنید .


اهداف رسانه‌ها را می توان در چند بخش تقسیم بندی کرد که اطلاع‌رسانی ، تعلیم و تربیت ، فرهنگ سازی ، افزایش آگاهی‌ها و سرگرمی از جمله این اهداف اند .
می دانیم که بهترین و پایدارترین نوع آموزش ، از طریق غیرمستقیم است که رسانه های تصویری نیز همین روش را در القای مطالب خود دنبال می کنند .
دعوت به ارزش‌های اخلاقی ، پرورش نیروی عقلانی و تقویت ایمان و تشویق به انجام اعمال نیک از جمله کارکردهای مثبتی است که یک رسانه در حوزه رفتار فردی می تواند ارائه دهد . اما در حوزه اجتماع نیز آموزش و تصحیح رفتارهای اجتماعی و نحوه تعامل با دیگران و آگاهی از روشهای درست برخورد با اطرافیان ، می تواند در رسانه ها مورد توجه برنامه سازان قرار گیرد .
اغلب جامعه شناسان نیز بر این نکته اتفاق نظر دارند که آگاهی‌های اجتماعی در یک جامعه وقتی به صورت فرهنگی عمومی در می آید که به طور مستمر از طریق چهار رکن خانواده ، مدرسه ، گروه همسالان و وسایل ارتباط جمعی ، در مجامع مختلف مطرح شود.


بررسی ها نشان می دهد که از زمان ورود فرد به جامعه و دور شدن از خانواده ، اثرات وسایل ارتباط جمعی متنوع تر و موثرتر می شود و گاه از سایر عوامل پیشی می گیرد . به نحوی که جوانان ، علاقه و توجه بیشتری به استفاده از رسانه های دیداری - شنیداری نظیر فیلمهای سینمایی، تلویزیون ، اینترنت و وسایل صوتی پیدا می کنند . " ویلبر شرام " (
Wilber Schramm ) از صاحب نظران امریکایی علوم ارتباطات ، جذابیت تلویزیون را در خصوصیت اجتماعی بودن آن می داند و قابلیت نفوذ تلویزیون نسبت به سایر وسایل ارتباط جمعی را به ویژه در رده سنی جوانان بسیار شدیدتر ذکر می کند .
پژوهش‌ها نشان می دهد که رسانه‌ها بر شناخت ادراک ، تغییر عقیده و ارزش و تغییر رفتار ، تاثیر مستقیم می گذارند و تغییر ارزش‌ها نیز به درک محتوای پیام و میزان آگاهی مخاطب بستگی دارد . " دیوید رایزمن" (
Raizman ) محقق امریکایی در کتاب " انبوه تنها " سیر تحول جوامع و دگرگونی های آنها را ناشی از تحول ارتباطات و وسایل ارتباطی می‌داند و می نویسد :" در جوامع سنتی ، سنت‌ها به عنوان راه‌ها و شیوه‌های عمل و میراث نیاکان، بُعدی تقدس آمیز داشتند و همین امر هر گونه شک و تردیدی در مورد آنها را از بین می برد . در دوران سنت ، رفتار بشر یکنواخت و قابل پیش بینی بود و به او آرامش و ثبات می‌داد."
وی کاهش تدریجی اهمیت سنت‌ها را موجب کاهش تشابه در رفتار و اعمال ذکر می کند و از گسترش فردگرایی در دوره ای نام می برد که به آن ، " دوران التهاب و هراس " می گوید .
رایزمن پس از آن ، از دوره ای نام می برد که دوران ظهور وسایل ارتباط جمعی است و پدیده‌هایی چون هدایت از راه دور ، بت‌واره پرستی و بحران هویت از ویژگی‌های آن است. در این دوره ، عده‌ای با استفاده از قدرت جادویی وسایل ارتباط جمعی ، توده‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند و الگوهای خاص فکری و اجتماعی خود را به مردم القا می‌کنند .


" رایزمن " پژوهشگر آمریکایی می نویسد که انسان در دوره کنونی در پی از بین بردن روابط سنتی برآمده است . رسانه ها به انسان اینگونه القا کرده اند که روابط خانوادگی ، خویشاوندی و همسایگی ، دوستی‌های قدیم است و الگوهای جدید حیات اجتماعی باید توسط رسانه ها تعیین شود . در این دوره ، بت‌های ذهنی جدید به وجود می‌آید ، فرهنگ بلعیده می شود و رسانه‌ها ، افراد را نه در میان جمع خانواده که در گوشه‌ عزلت ،همراهی می کنند . روانشناسان به این پدیده ، عنوان "بیگانگی عاطفی" داده اند که طی آن قدرت تطابق با محیط پر از دگرگونی ، به انسان داده می شود ، اما پیشینه و هویت از فرد جدا می گردد و او در جهانی شلوغ ، تنها و بی پشتوانه رها می شود .


اگر از کتابها و تئوری ها فاصله بگیریم و به محتوای رسانه های اغلب نقاط جهان نظری بیفکنیم ، می بینیم که این نظریات چندان هم دور از واقع نیست . محتوای سریالها و حتی برنامه های دیگر از خشونت ، استعمال مواد مخدر ، رفتار تبهکارانه و فساد جنسی انباشته شده و فرهنگ سنتی جوامع دچار بحران و حتی دگرگونی شده است . افراد خانواده به جای گفت وگوی صمیمی با یکدیگر که می‌تواند به تقویت پیوندهای عاطفی و انسجام اعضای خانواده منجر شود ، با ابزارهای الکترونیکی ارتباط برقرار می‌کنند و در خلوت خود به تماشای تلویزیون و ماهواره مشغول هستند . به تعبیر " فوکویاما " به دلیل محدودیت اخلاق و کیفیت زندگی امروزی ، به تدریج شاهد یک فروپاشی بزرگ خواهیم بود . این فروپاشی در زمینه های اخلاقی و در نهاد‌ها ، بویژه نهاد خانواده اتفاق خواهد افتاد .

گوینده :
به عنوان مثال مطالعات نشان می دهد وسایل ارتباط جمعی در خشونت و پرخاشگری که در میان جوانان شایع شده ، تأثیر بسیاری داشته اند . زیرا رسانه ها با تبلیغات کالاهای رنگارنگ، زندگی مرفه را آرمان و هدف مخاطبان ترسیم می کنند و این در حالی است که این هدف با توجه به شغل و درآمد مخاطبان قابل دسترسی نیست . در نتیجه میان اهداف و ابزار دستیابی به این اهداف فاصله ایجاد می شود و فرد احساس محرومیت می کند و همین امر ، خشونت و پرخاشگری را در جامعه شایع می کند .
در برنامه گذشته گفتیم که رسانه ها موجب می شوند میل به مصرف بیشتر در بین مردم افزایش یابد ، اما حال اضافه می کنیم که وقتی این میل و تقاضا با بن بست مواجه می شود ، خشونت شکل می گیرد و آمار اعمال غیرقانونی نظیر سرقت ، قتل و خشونت به طرز معناداری بالا می رود .
از سوی دیگر نمایش فیلمهای جنایی و خشن ، روحیه خشونت ، تندخویی و ارتکاب جرم را به مخاطبان القاء می کند و موجب بروز رفتارهای خشونت آمیز می گردد . حتی انتشار اخبار مربوط به قتل و بیان راهها و شیوه های ارتکاب این جنایات ، موجب بدآموزی و گسترش این روشها در جامعه می شود .


یکی دیگر از تاثیرات تلویزیون ، تغییر نگرشها و در نتیجه تغییر الگو های زندگی ، مفهوم سازی و شکل دادن به هنجارهای مناسب با آن مفهوم است . بر این اساس ارائه تصاویر مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومی از طریق رسانه های جمعی ، منجر به گسترش جرائم به ویژه از نوع جرائم جنسی شده است .
این انعکاس انحرافات اجتماعی ، علاوه بر مشکلاتی که ذکر شد ، موجب عدم احساس تعلق جمعی می شود و روابط اجتماعی افراد را دچار مشکل می کند . از این رهگذر ، رسانه ها تضاد و درگیری بین پدران و مادران و فرزندان را بیشتر و ناسازگاری در درون خانواده ها را شدت بخشیده اند و آمارهایی چون طلاق و خشونتهای خانگی را متاسفانه روز به روز بیشتر می کنند .


اگر بخواهیم به یک جمع بندی برسیم باید بگوییم که ورود ابزارهای رسانه‌ای نامطمئن مانند ورود یک بیگانه در زندگی ماست . در نظر بگیرید که به طور متوسط هر روز ، بیگانه‌ای درخانه شما حضور دارد که آزادانه به همه جای خانه سر می‌زند و تأثیر خود را می‌گذارد . این بیگانه وظیفه ساده‌ای دارد و آن محدود کردن توانایی ما و فرزندانمان در تشخیص رؤیا از واقعیت است . ما به او اجازه می‌دهیم که در هر ساعتی وارد خانه‌ شود و هر چیزی که خود می خواهد برای ما بیاورد . ما زمانی که درباره بیگانگان و غریبه‌ها به بچه هایمان هشدار می‌دهیم ، متأسفانه فراموش می کنیم که درباره این بیگانه نیز به او هشداری دهیم.
تلویزیون و رسانه‌ها در واقع جایگزین افراد خانواده ، هم برای والدین و هم برای فرزندان شده اند و با آموزشهای خود سعی می کند خلاء حاصل از حذف آنها را پر کنند . اما چگونگی این آموزش است که مشکل آفرین است . کارگزاران رسانه های جمعی متاسفانه ارزشهای عام و هنجارهای نهادینه شده اجتماعی را تضعیف کرده و امکانات خود را بر از بین بردن آموزه ها و باورهای درست جامعه متمرکز کرده اند. چنانچه هر روز، به بهانه ای خاص یکی از ارزش ها را به طور بی رحمانه مورد هجوم قرار می دهند و بنیان های وفاق و همبستگی اجتماعی را سست می کنند . آنچه در این شرایط ضروری است ، لزوم آگاهی بخشی به مخاطبان این رسانه ها و کم کردن میزان آسیب وارد شده به نسل بعدی و نگاه آنان به زندگی است

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 6:24  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  | 
نقش رسانه‌ها در انتقال ارزش‌ها و پديده‌ي شکاف هنجاري و ارزشي نسل‌ها
رسانه‌ها به عنوان يکي از نهاد‌هاي اجتماعي کارکرد انتقال ميراث فرهنگي و اجتماعي و ارزش‌هاي جوامع را برعهده دارند. در عصر کنوني با توجه به نقش بارز آنها در جامعه و اطلاع رساني پيرامون موضوعات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و... سعي مي‌کنند الگوهاي نويني را به جوامع وارد کنند تا جايگزين فرهنگ‌ها و ارزش‌ها و الگوهاي سنتي شوند. در اين رهگذر رسانه‌ها به عنوان عاملان تغيير و تحول در ارزش‌ها و هنجارها مطرح هستند، به‌طوري‌که سنت‌ها را به مبارزه مي‌طلبند و به صورت يک عامل مؤثر در دگرگوني نگرش‌ها و رفتارهاي نسل جديد عمل مي‌کنند. همين امر مي تواند منجر به شکاف نسلي و عدم انتقال تجربيات نسل گذشته به نسل فعلي شود. نسل فعلي، هر آنچه را که از رسانه مي‌خواند، مي‌شنود و مي بيند، ملاک نگرش، عمل و رفتار خود قرار مي‌دهد. در دوران کنوني نقش نهادهاي اجتماعي همانند خانواده، مدرسه و همسالان در اجتماعي کردن نسل‌ها تضعيف و در مقابل روز به روز بر اهميت و نقش رسانه‌ها افزوده مي‌شود. اين مقاله با توجه به داده‌هاي نظري و نظر صاحب نظران به تبيين موضوع شکاف نسلي از طريق رسانه‌ها و نقش اين دستگاه‌ها در انتقال ارزش‌ها و معيارهاي نو به جوامع مي‌‌پردازد.

رسانه‌ها در دوران کنوني بخشي جدايي ناپذير از زندگي مردم شده‌اند. مردم در طول شبانه روز از محتواهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و آموزشي و سرگرمي رسانه‌ها استفاده مي‌کنند. نسل کنوني جامعه از ابتداي حياتش با رسانه‌ها بزرگ مي‌شود و در دنياي اطلاعاتي و ارتباطي امروز، اين نسل، بخش عظيم فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه خود و ديگر جوامع را از رسانه‌ها دريافت مي‌کند. به عبارتي در دوران معاصر که به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتي و ارتباطي معروف است، بخش عظيمي از جامعه پذيري نسل‌ها از طريق رسانه‌ها انجام مي شود و نفوذ و تأثير رسانه تا جايي است که برخي از نظريه پردازان ارتباطي بر اين باورند که رسانه‌ها اولويت ذهني و حتي رفتاري ما را تعيين مي‌کنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما ياد ندهند، اينکه به چه چيزي فکر کنيم را به ما مي‌آموزند. بر همين اساس با توجه به نقش تأثيرگذار رسانه بر تمامي اعضاي جامعه و به ويژه نسل‌هاي کنوني، هدف اصلي اين مقاله بررسي و تبيين نقش رسانه‌ها به عنوان يکي از دستگاه‌هاي فراگير و گسترده و در دسترس همگان در انتقال محتواي فرهنگي و انتقال ارزش‌ها و هنجارهاي نسلي و تأثير آنها در شکل‌گيري و يا عدم شکل‌گيري پديده‌ي گسست نسلي است.

مباني نظري و چهارچوب مفهومي

تعريف مفاهيم رسانه‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و شکاف نسلي

رسانه‌ها: به وسايل انتقال پيام ها از فرستنده يا فرستندگان به مخاطب يا مخاطبان گفته مي‌شود؛ که شامل روزنامه، کتاب، راديو، تلويزيون، ماهواره، تکنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات و اينترنت و... است. اين وسايل داراي ويژگي‌هايي مانند پيام‌گيران ناآشنا، سرعت عمل زياد و تکثير پيام هستند. (دادگران، 1384: 6)

هنجارها (norms): قواعد و رهنمود هاي مشترکي هستند که رفتار مناسب را در يک وضعيت معين مقرر مي‌دارند. هنجارها تعيين مي‌کنند که مردم چگونه در شرايط معين در يک جامعه خاص بايد رفتار کنند. مانند نحوه لباس پوشيدن، نحوه ازدواج کردن و...

ارزش‌ها: هنجارهاي يک جامعه در نهايت تجلي ارزش‌هاي آن جامعه است. يعني عقايد مشترک اجتماعي درباره‌ي آنچه که خوب، درست و مطلوب است. مانند احترام به بزرگتر. (رابرتسون، 1374: 60 و 64)

شکاف نسلي (Generation Gap): براي اين واژه معادل‌هاي ديگري همانند گسست نسلي، انقطاع نسلي تضاد نسلي، انسداد نسلي نيز در مقالات و کتاب‌هاي فارسي به کار برده‌اند.از نظر لغوي شکاف نسلي به معني "بريده شدن و منفرد گشتن از دوست يا کسي است" (منصور نژاد، 1382: 191). گسست نسلي دور شدن تدريجي دو يا سه نسل پياپي از يکديگر از حيث جغرافيايي، عاطفي، فکري و ارزشي است( اسپاک، 1364: 259). مفهوم فاصله نسلي نيز با شکاف نسلي مترادف است. به‌طوري‌که فاصله نسلي به اختلافات مهم بين دو نسل در تجربه، ارزش‌ها و هنجارها و به طور کلي به اختلاف و شکاف فرهنگي قابل توجه بين دو نسل گفته مي‌شود. (پناهي، 1383: 4)

فرايند اجتماعي کردن و کارکرد رسانه‌ها در انتقال هنجارها و ارزش‌ها

دانشمندان علوم اجتماعي "اجتماعي کردن" را فرايندي مي دانند که طي آن فرد شيوه هاي رفتاري، باورها، ارزش‌ها، الگوها و معيارهاي فرهنگي خاص به جامعه را ياد مي‌گيرد و آنها را جزء شخصيت خود مي‌سازد. بنيادي‌ترين بخش اجتماعي کردن در دوران کودکي روي مي‌دهد اما اين روند در سراسر عمر آدمي ادامه مي‌يابد. اجتماعي کردن داراي دو نقش اساسي است:

اول- از نظر فردي، اجتماعي کردن استعدادهاي بالقوه فرد را شکوفا مي‌کند و امکانات رشد شخصيت و تبديل فرد به شخصي اجتماعي را فراهم مي‌آورد.

دوم- از نظر جامعه اجتماعي کردن فرآيندي است براي انتقال ويژگي‌هاي فرهنگي يک جامعه از نسلي به نسل ديگر و فراهم آوردن امکان تعامل و استمرار فرهنگ و نيز تربيت افراد براي ايفاي نقش‌ها و احراز پايگاه‌هاي مختلف اجتماعي. (قنادان و همکاران، 1375: 94)

جامعه‌شناسان دو نوع عامل اجتماعي را از يکديگر متمايز کرده‌اند. الف- اجتماعي کردن نخست که خانواده و گروه‌هاي همسالان را دربرمي‌گيرد. ب- اجتماعي کردن دوم که شامل مدرسه و رسانه‌ها است.(همان: 120 و 103 )

رسانه‌هاي همگاني به عنوان يکي از عوامل بسيار مهم اجتماعي کردن مطرح هستند. روزنامه ها، نشريات ادواري، مجلات و به ويژه تلويزيون و رسانه‌هاي نوين ماهواره‌اي و الکترونيکي و ديجيتالي، هر روزه مورد استفاده وسيع گروه‌هاي مختلف اجتماعي و از جمله نسل هاي کودکان، نوجوانان و جوانان قرار مي گيرد و نگرش و عقايد آنها را تحت تأثير قرار مي‌دهد. تحقيقات فراواني انجام شده است که تأثير برنامه هاي رسانه‌يي را بر نگرش‌هاي کودکان و بزرگسالان تحليل کرده‌اند. اگر چه هنوز بيشتر اين تحقيقات از نظر استنباط قطعي نيستند. اما نمي‌توان انکار کرد که رسانه‌هاي جمعي انواع گوناگوني از اطلاعات و محتوا (به ويژه هنجارها و ارزش‌ها) را انتقال مي‌دهند. (گيدنز، 1377: 88)

رسانه‌ها به عنوان فراهم کننده چارچوب‌هاي تجربه براي مخاطبان، نگرش‌هاي کلي فرهنگي‌اي براي تفسير اطلاعات توسط افراد جامعه در جوامع امروزي ايجاد مي‌کنند. رسانه‌ها شيوه‌هايي را که افراد زندگي اجتماعي را تفسير کرده، نسبت به آن واکنش نشان مي‌دهند را با کمک نظم دادن به تجربه ما از زندگي اجتماعي، قالب ريزي مي کنند (همان: 479). بنابراين در جريان جامعه پذيري کودکان و نوجوانان و جوانان، رسانه‌ها نقشي اساسي ايفا مي‌کنند، بدين معني که ارزش‌ها و هنجارهاي خانوادگي و اجتماعي را به نسل جديد انتقال مي‌دهند و آن را دروني مي‌کنند.

رسانه‌ها، کارکرد‌ها و نقش هاي متعددي در جامعه برعهده دارند. "دنيس مک کوئيل" McQuail در کتاب "مقدمه‌اي بر نظريه‌ي رسانه‌هاي جمعي"، ارتباط جمعي را فرآيندي جامعه‌گستر و رسانه‌ها را ميانجي روابط اجتماعي مي‌داند. وي معتقد است، همانطور که از واژه media" " يا رسانه برمي‌آيد، رسانه‌هاي جمعي از چند لحاظ ميانجي هستند: يکي اينکه غالباً ميان ما به عنوان دريافت کننده و آن بخش از تجربه بالقوه‌اي که خارج از ادراک يا تماس مستقيم ما است، قرار مي‌گيرند؛ دوم ممکن است، ميان ما و ساير نهادهايي که با آن سر و کار داريم (قانون، صنعت، دولت و غيره) قرار گيرند؛ سوم امکان دارد پيوندي ميان اين نهاد‌هاي گوناگون ايجاد کنند؛ چهارم رسانه‌ها، مجراهايي هستند که توسط آنها ديگران با ما و ما با ديگران ارتباط برقرار مي کنيم و پنجم اينکه غالباً رسانه‌ها با فراهم آوردن اسباب و لوازم، به ادراک ما از ساير گروه‌ها، سازمان‌ها و رويدادها شکل مي دهند (مک کوئيل، 1382 : 83). به نظر مک کوئيل، "نهاد رسانه به کار توليد، بازتوليد وتوزيع معرفت به معناي وسيع آن، يعني نمادهايي يا مرجع‌هايي معني دار و قابل تجربه در جهان اجتماعي اشتغال دارد. اين معرفت ما را توانا مي سازد تا به تجربه خود معنا ببخشيم، به دريافت هاي ما از اين تجربه نظم و نسق مي دهد و ما را ياري مي کند تا معرفت هاي گذشته را محفوظ نگهداريم و به درک امروزين خود استمرار بخشيم" (همان: 81 و 82). رسانه‌ها وظيفه انتشار انواع معرفت را برعهده دارند، پس به جاي ديگر نهادهاي معرفتي (آموزش و پرورش و دانشگاه و...) هم عمل مي‌کنند. رسانه‌ها در يک فضاي عمومي فعاليت مي کنند، يعني علي الاصول در دسترس همه اعضاي جامعه به صورت باز، داوطلبانه و کم هزينه قرار دارند. رسانه‌ها در مقايسه با ساير نهادهاي اجتماعي، بر تعداد بيشتري اثر مي‌‌گذارد و زمان بيشتري را به خود اختصاص مي‌دهد.

"هارولد لاسول" Lasswell و "چارلز رايت" Raite از جمله پژوهشگراني هستند که به طور جدي به نقش و کارکرد رسانه‌ها در جامعه توجه کرده‌اند. آنها معتقدند که رسانه‌ها داراي کارکردهاي نظارت بر محيط، ايجاد همبستگي اجتماعي در واکنش به محيط و انتقال ميراث فرهنگي و سرگرمي و پرکردن اوقات فراغت است (همان: 108). اين دو نظريه پرداز ارتباطات بر اين باورند که در کارکرد نخستين، وظيفه رسانه‌ها نظارت، مراقبت، تهيه و رساندن خبر درباره‌ي محيط پيراموني است. دومين کارکرد رسانه، انتخاب و تفسير اطلاعات در محيط است. رسانه اغلب شامل انتقادات و تجويزهايي براي چگونگي و منش افراد به حوادث است. دراين نقش رسانه‌ها به تقويت ارزش‌هاي اجتماعي، اجماع و افشاي انحرافات، رجوع به پايگاه رهبران افکار، ممانعت از تهديد ثبات اجتماعي و وحشت عمومي، مديريت افکار عمومي و نظارت بر حکومت و حفاظت مي‌پردازند. يکي ديگر از کارکردهاي رسانه، انتقال فرهنگ، افزايش انسجام اجتماعي و تعميق تجربه‌ي مشترک، کاستن از نابهنجاري‌هاي اجتماعي و احساس از خود بيگانگي، استمرار اجتماعي شدن پيش و پس از آموزش رسمي و کمک به يک‌دست سازي و انسجام است.

از نظر "هارولد لاسول" Lasswell جامعه شناس و نظريه‌پرداز ارتباطي امريکايي، رسانه‌ها در حکم انتقال‌دهنده فرهنگ، براي انتقال اطلاعات، ارزش‌ها و هنجارها از يک نسل به نسل ديگر و از افراد جامعه به تازه واردها، کاربرد دارند. آنها از اين راه با گسترش بنيان تجربه‌ي مشترک، انسجام اجتماعي را افزايش مي‌دهند. رسانه‌ها با استمرار اجتماعي شدن پس از اتمام اموزش رسمي و نيز با شروع آن در طول ساليان پيش از مدرسه، به جذب افراد در جامعه کمک مي‌کنند. گفته شده است که رسانه‌ها با نمايش و عرضه‌ي جامعه‌اي که فرد خود را با آن هم هويت ساخته و معرفي کرده است، مي‌توانند احساس از خود بيگانگي يا احساس بي‌ريشه بودن او را کاهش دهند (سورين و تانکارد، 1381: 452). از نظر مک کوئيل نيز، مخاطبان از رسانه‌ها براي کسب تأييد ارزش‌هاي شخصي، جذب الگوهاي رفتاري، هم‌ذات‌پنداري با ديگران و پيدا کردن بينش راجع به خود استفاده مي‌کنند (مک کونيل، 1382: 112).

"هانمن" (Hanneman) کارکردهاي وسايل ارتباط جمعي را به سه بخش تقسيم کرده است:

1- توليد: بدين معنا که وسايل ارتباط جمعي قادر هستند، کاري انجام دهند که اين کار ممکن است، ساختن بر مبناي خطوط از پيش تعيين شده و ياد دادن يا روش‌هايي که مردم به اهدافشان برسند و ... باشد.

2- ابداع: يعني اينکه ايده هاي جديد را تشويق کند و تغيير به‌وجود آورد.

3- نگهداري: بدين نحو که قادر است، روابط موجود را حفظ و نگهداري کند (اعرابي، 1372: 31).

"هايبرت" Hybert معتقد است، وسايل ارتباط جمعي نقش بسيار مهمي در ارايه و شکل‌گيري عقايد و همچنين آشنا ساختن ما با دنيايي که امکان آن را به نوع ديگري نداريم، ايفا مي‌کند. بسياري دريافته‌اند که رسانه‌ها آثاري مهم و فراگيرنده دارند. اين آثار نه تنها مستقيم و فوري قابل مشاهده هستند، بلکه عميقاً بر تاريخ بشريت نيز تأثير گذاشته‌اند. (همان: 22) "هايبرت" عقيده دارد، در پژوهش‌هايي که درباره‌ي آثار وسايل ارتباط جمعي بر جامعه انجام گرفته، سه زمينه کلي وجود دارد: تأثير رسانه‌ها بر شناخت ادراک، تأثير رسانه‌ها بر تغيير عقيده و ارزش، تأثير رسانه‌ها بر تغيير رفتار. وي معتقد است که تغيير ارزش‌ها به آگاه بودن و درک محتواي پيام بستگي دارد. اکثر مدارک و شواهد پژوهشي مبين اين نظريه هستند که ايجاد عقايد جديد، آسان‌تر از تغيير دادن عقايد موجود است.(همان: 42)

رسانه‌ها، تغيير ارزش‌هاي سنتي و شکاف نسلي

مفهوم شکاف نسلي به چگونگي تداوم فرهنگي يک جامعه از نسلي به نسل ديگر مربوط مي‌شود. اگر در فرآيند اجتماعي کردن کودکان، نوجوانان و جوانان، فرهنگ يک جامعه تا حد مطلوبي از نسلي به نسل ديگر منتقل شود و باز توليد فرهنگي به نحو احسن انجام پذيرد، ميزان اشتراک فرهنگي دو نسل بالا مي‌رود. اختلاف فاحشي بين دو نسل به وجود نمي‌آيد، در اين صورت تفاهم بين دو نسل جديد و قديم برقرار مي‌شود و بحرات هويتي نيز براي نسل جديد روي نمي‌دهد. در مقابل اگر فرآيند اجتماعي کردن به علل داخلي و خارجي دچار مشکل شود و به طور ناقص انجام گيرد و فرهنگي جامعه در حد مطلوبي به نسل بعد منتقل نشود، تداوم فرهنگي جامعه دچار مشکل مي‌شود و بين نسل جديد و قديم شکاف مي افتد (پناهي، 1383: 2). عوامل اجتماعي متعددي بر دور شدن نسل‌ها از يکديگر و بروز شکاف نسلي تأثير گذار هستند. در اين ميان وسايل ارتباط جمعي نقش بارزي دارند. در ذيل به بررسي نقش رسانه‌ها در دگرگوني ارزش‌ها و در نهايت ايجاد و توسعه‌ي الگوهاي نوين در جامعه و به چالش کشاندن ارزش‌هاي سنتي و پديده شکاف هنجاري و ارزشي نسلي اشاره مي‌شود.

در همين ارتباط، يکي از نظريه پرادازان امريکايي به نام "ديويد رايزمن" Raizman در کتاب خود به نام "انبوه تنها" سير تحول جوامع ودگرگوني هاي آنها را ناشي از تحول ارتباطات و وسايل ارتباطي مي‌داند. وي سير زندگي بشر را به سه دوره تقسيم بندي کرده‌است. وي در اين دوره‌ها، به نقش رسانه‌ها در تغيير سنت‌ها و ايجاد شکاف نسلي اشاره کرده است: دوره اول، دوره سنت راهبر است. در اين دوره سنت‌ها فرهنگ را انتقال مي‌دهند و هر نسل پيوند خود با نسل‌هاي پيشين از طريق اشتراک سنت‌ها باز مي‌يابد و همين باعث مي شود که وحدت و هويت اقوام انساني (نسل هاي انساني) تأمين شود. سنت‌ها به عنوان راه‌ها و شيوه‌هاي عمل و ميراث نياکان، بعدي تقدس آميز دارند و همين امر هر گونه شک و ترديدي در مورد آنها را از بين مي برد. در اين دوره راه‌هاي آينده، همان راه‌هايي است که نياکان جامعه ما طي قرن ها پيموده‌اند (رابرتسون، 1372: 131). به عبارتي در دوران سنت راهبر يک نوع ساخت اجتماعي مبتني بر سنت، رفتار بشر را يکنواخت و قابل پيش بيني مي‌کند و به او آرامش و ثبات مي‌دهد. ارتباطات در اين دوره چهره به چهره است. (مهدي زاده، 1380: 24)

"رايزمن" بر اين باور است که تربيت فردي در مرحله‌ي نخست، از طريق حماسه ها، افسانه ها و اسطوره‌ها شکل مي‌گيرد که به صورت شفاهي به فرد منتقل مي‌شود و نقش اين نوع تربيت همزمان، هم سنت‌ها را متذکر مي شود و هم نشان مي دهند چطور قهرمانان بزرگ و استثنايي مي‌توانند، جاودانه شوند. (دادگران، 1384: 86)

دوره دوم، دوره درون راهبر است. اين دوره با کاهش تدريجي اهميت سنت‌ها آغاز و باعث کاهش تشابهات در رفتارها و اعمال مي‌شود. در اين دوره همه افراد جامعه از الگوي يکساني در حيات اجتماعي تبعيت نمي‌کنند. همچنين فردگرايي گسترش مي‌يابد و انسان بار مسئوليت و عمل خود را به دوش مي‌گيرد. "رايزمن" اين دوران را دوران التهاب، هراس و سرزنش‌هاي بي‌پايان مي‌داند. (رابرتسون، 1372: 131) در اين مرحله، انتقال ميراث فرهنگي، از طريق نوشتار به ويژه چاپ و مکتوبات که انگاره هاي فردي را رواج مي‌دهند، انجام مي‌گيرد. در حالي که اسطوره‌ها و حماسه‌ها با حلقه زدن بر گرد اجاق قبيله بازگو مي‌شد و سينه به سينه از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شد. نسل از درون هدايت شده کتاب خود را در انزوا و در خلوت و يا در گوشه اي از اتاق خود مي خواند. (دادگران، 1384: 86)

دوره سوم، دوره‌ي دگر ‌راهبر است که دوران ظهور وسايل ارتباط جمعي است و پديده‌هايي چون هدايت از راه دور، بت‌واره پرستي، شيء سروري و بحران هويت از ويژگي‌هاي آن است. اين دوره عده‌اي با استفاده از قدرت جادويي وسايل ارتباط جمعي، توده‌ها را تحت تأثير قرار مي‌دهند و الگوهاي خاص فکري و اجتماعي خود را القا مي‌کنند. انسان در اين دوره در پي امحاي روابط سنتي و پابرجاي خانوادگي، خويشاوندي، همسايگي و وسايل ارتباط جمعي دوستي‌هاي قديم است و در برابر رسانه‌ها و گردانندگان قدرتمند آن و همچنين وسوسه‌هاي ناشي از آن بسيار آسيب پذير است. به زعم "رايزمن" اين دوره در تاريخ انسان با عنوان دور‌ه‌اي ثبت خواهد شد که در آن رسانه‌ها و گردانندگان آنها الگوهاي حيات اجتماعي را مي‌سازند (رابرتسون، 1383: 131). به عبارتي اين دوران ناشي از تمدن ارتباط جمعي و پيدايش ابزارسالاري است. در اين دوره بت‌هاي ذهني جديدي به وجود مي‌آيد که در انسان موجب از خود بيگانگي مي شود. در اين مرحله فرهنگ بلعيده مي شود(مهدي زاده، 1380: 24). رسانه‌ها افراد را مي سازند، آن‌هم نه در ميان جمع خانواده و يا در گوشه‌ي عزلت، بلکه در ميان گروه دوستان و همسالان. تأثير آموزشي رسانه‌ها در تمام طول حيات انسان تداوم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 8:16  توسط لیلا - دانشجو92238038190231  |