ررسانه ها از مهم ترین ابزارهای کنترل اجتماعی تلقی می شوند و قطعا نخستین، مهمترین و اصلی ترین هدف رسانه ها، تاثیری گذاری بر شکل گیری افکار عمومی است، به گونه ای که دیگر کارکردهای رسانه ها زیر مجموعه این هدف اصلی قرار می گیرد، لذا در تبیین موضوع این تحقیق باید گفت که موضوعی کاملا واضح و روشن است.

دراینجا به مطالعه تاریخی نقش رسانه ها در شکل گیری افکار عمومی پرداختیم.

از آنجایی که «هر چیزی قابلیت تبدیل شدن به یک رسانه را دارد» (2) لذا رسانه ها در طول تاریخ از لحاظ ظاهری، اشکال بسیار گوناگون و متفاوتی داشته اند، برای نمونه در دوران انسانهای نئاندرتال نیز می توان گفت که رسانه ها وجود داشته اند و آن رسانه نیز به نوبه خود بر افکار عمومی جامعه آن زمان تاثیر گذاشته است که نمونه بارز آن را می توان آتش دانست.

در آن دوران انسانهای نئاندرتال از آتش به عنوان یک رسانه استفاده می کردند و این رسانه ( آتش ) بر افکار عمومی آن دوران بسیار تاثیر گذار بود. مثلا وقتی آتشی در قبیله ای روشن می شد، افکار عمومی می فهمیدند که قرار است مراسمی برگزار شود و یا اینکه آتش در ابتدا در تسلط قدرتمندان قبیله قرار داشت و آنها نیز از آن برای استیلا یافتن بر روی دیگر افراد به کار می بردند.

اما اگر کمی جلوتر بیاییم، یعنی در دوران شکل گیری حکومت ها در مصر باستان، از حدود چندین هزار سال قبل از میلاد مسیح می بینیم که قدرتمندان و سردمداران حکومت، برای تسلط بر افکار عمومی اقدام به استفاده از رسانه های مختلفی به صورت بسیار فراگیر کرده اند.
این رسانه ها آنچنان در افکار عمومی تاثیرگذار بوده اند که به جرات می توان گفت که دوام حکومت چند هزار ساله فراعنه مصر از قِبل کارکرد تاثیرگذاری آن رسانه ها بر افکار عمومی جامعه آن زمان بوده است.

این رسانه ها چیزی نبودند جزء مجسمه ها و تندیس های خدایان مصر باستان هم چون؛
آموت: (خورنده قلب گناه كاران که به شكل كروكودیل، شير و كرگدن نمايش داذه مي شد.)
آنوبيس: (خداي شغال مانند، خداي مردگان، حامي موميايي كنندگان)
آتن: (خداي قرص خورشيد. در طي دوران سلطنت پادشاه؛ اخناتون؛ به عنوان خداي متعال پرستيده مي شد)
ايزيس: (الهه بزرگ آفرينش و زنده كننده مردگان).
خونسو: (خداي ماه و شفا بخشي، پسر آمون و موت)
ماآت: (مظهر حقيقت و دادرسي)
مين: (خداي باروري گياهان و جانوران)
موت: (الهه اي كه اسم او به معناي مادر است. همسر آمون و مادر خونسو)
نيث: (الهه جنگ و آفرينش)
نفتيس: (خواهر ايزيس و ازيريس، مادر آنوبيس، حامي مردگان)
نوت: (الهه آسمان)
ازيريس: (پادشاه جهان زيرين و خداي زايش دوباره، اولين قاضي مردگان)
پتح: (خداي هستي بخش، حامي هنرمندان و پيشه وران)
را: (خداي خورشيد، پدر خدايان به وجود آورنده همه زندگي بر روي زمين و بهشت)
سراپيس: (خداي دوران يوناني، تركيبي از ازيريس و آپيس )
سث: (خداي رعد و برق، قاتل ازيريس و رقيب هورس)
شو: (خداي هوا)
ثوث: (خداي علم و نويسندگي)
هوروس: (خداي آسمان، نشان ايزدي پادشاه) (4)

هر کدام از این تکه سنگ ها که تبدیل به نماد خدایان شده بودند، نقش بسیار تعیین کننده ای در شکل دهی افکار عمومی به منظور ادامه حیات حکمرانی فراعنه مصر را بر عهده داشتند.

در آن دوران تاثیر این رسانه ها (مجسمه های خدایان مصر) بر افکار عمومی به گونه ای بوده است که از سطح اول و دوم عقاید انسانی یعنی نظرات و نگرش ها پا را فراتر نهاده و بر سطح سوم که عمیق ترین سطح عقاید انسانی یعنی باورهاست، تاثیر گذاشته است. به گونه ای که در آن دوران تمامی مصریان به این مجسمه ها باور و اعتقادی قلبی و راسخ داشتند که همین سطح شگفت انگیز تاثیرگذاری آن ها بر افکار عمومی موجبات دوام حکومت فراعنه مصر را بیش از هر چیز دیگری فراهم می ساخت.

اما بازهم می خواهیم به جلوتر بیاییم و همگام با سیر تحول تاریخ، نقش رسانه ها را در شکل گیری افکار عمومی مورد بررسی قرار دهیم لذا این بار به منطقه و استان خود (کرمانشاه) برمی گردیم. در زمانی حدود 2800 سال پیش از میلاد مسیح و در مکانی به نام سرپل ذهاب، در دوران حکومت لولوبی ها (یکی از نخستین حکومت های جهان).

در آن زمان پادشاه لولوبی به منظور تکوین افکار عمومی دستور می دهد که از کوه به عنوان یک رسانه استفاده شود و بر دل کوه کتیبه ای حجاری کنند که اهداف و خواسته های او (پادشاه لولوبی) از طریق این رسانه (کتیبه) به افکار عمومی رسیده شود.

این کتیبه برای نخستین بار، نوع جدیدی از یک رسانه را به افکار عمومی معرفی می کند، رسانه ای که هم از خاصیت تصویری (نشان دادن تصویر پادشاه لولوبی) و هم از خاصیت نوشتاری (متن کتیبه) در آن به همراه یکدیگر استفاده شده است.

می توان گفت که پادشاه لولوبی نخستین کسی بوده است که Propaganda (تبلیغات سیاسی) را به سود منافع خود به کار برده است. این رسانه (کتیبه) تاثیر بسیار قابل توجهی بر افکار عمومی مردمانی گذاشته که در آن منطقه زندگی می کرده اند و حتی می توان گفت که نقش این رسانه بر شکل گیری افکار عمومی امروز نیز پس از گذشت 4800 سال همچنان به قوت خود باقی است یعنی هر کس که متن ترجمه شده این کتیبه را می خواند و یا حتی تصاویر آن را ملاحظه می کند، اذهانش به سوی قدرت و اقتدار پادشاه لولوبی سوق می یابد در حالی که شاید اصلا این چنین نبوده و پادشاه لولوبی دارای این چنین قدرت و اقتداری که تصور می شود، نبوده است، لذا تمامی این اوصاف حاکی از تاثیر گذاری این رسانه (کتیبه) 4800 ساله بر افکار عمومی دارد.

این نقش برجسته پرده‌ای است که در آن شاه (آنوبانی‌نی) در برابر الهه ایشتار که او را در مقابل دشمنان پیروزی داده‌ است، ایستاده و پای خود را بر بدن دشمن نهاده ‌است. ایشتار نیزه‌ای به دست دارد و قصد دارد با طنابی که به دست گرفته، گردن اسیری دیگر را ببندد. علاوه بر شاه و ایشتار، ۹ اسیر بدون لباس نیز در تصویر مشاهده می شود. ذیل نقش برجسته، سنگ نبشته ای به خط اکدی قرار دارد که ترجمه آن چنین است:

« آنوبانی‌نی پادشاه توانا، پادشاه لولوبی نقش خود و نقش الهه ایشتار را در کوه باتیر رسم کرده است. آن کس که این نقوش و این لوح را محو کند، به نفرین و لعنت آنو، آنوتروم، بل، بلیت، رامان، ایشتار، سین و شمش گرفتار و با دو نسل او برباد رواد.» (5)

بازهم به جلوتر می آییم و این بار می خواهیم که منشور کورش را به عنوان یک ابررسانه بی نظیر مورد بررسی قرار دهیم.

کورش پادشاه اسطوره ای ایران از گل به عنوان یک رسانه استفاده می کند و دستور می دهد که متنی را به چند زبان بر روی یک استوانه بنگارند و آن را در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر باستانی بابل در معرض دید مردم قرار دهند.

این منشور از سال 1879 در موزه بریتانیا شهر لندن نگهداری می شود و همه ساله پذیرای صدها هزار گردشگر و دیگر افراد است که می توان گفت این منشور بیش از 150 سال است که در معرض دید انسان امروزی قرار می گیرد و چه بسا بیشتر از آن زمان بر روی افکار عمومی نسل حاضر تاثیر گذار است و هر کسی که به دیدار این منشور می شتابد در می یابد که ایران باستان دارای چه سطح فرهنگی بالایی بوده است که قطعا این منشور نیز یک نمونه آشکار و بی بدیل پروپاگاندا است.

از طرف برخی این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی دنیا منتشر کرد و بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود. (6)

در ادامه این تحقیق می خواهیم دلایلی را ذکر کنیم که این منشور یک پروپاگاندای واقعی است که برای اثبات این ادعای خود از منابع بسیار معتبری نیز بهره جسته ایم.

اول اینکه؛ کلاوس گالاس (Klaus Gallas) متخصص تاریخ هنر که در شهر وایمار سرگرم تدارک فستیوال فرهنگی آلمان و ایران بود، متوجه ناهمخوانی‌هایی در منشور کورش می شود. او می‌گوید: « سازمان ملل یک خطای بزرگ مرتکب شده است.» (7)

دوم اینکه؛ پرفسور امیلی کورت از محققان تاریخ خاورمیانه به وجود دروغ‌های بزرگی در این منشور که کوروش برای توجیه فتح بابل بکار برده، اشاره می‌کند. (8)

و سوم اینکه؛ بروس لینکلن دیگر تاریخدان برجسته نیز به چهار قیام مردم بابل بر علیه حکومت پارس‌ها اشاره کرده و ماهیت این منشور را زیر سؤال می برد. (9)

تصور نگارنده این تحقیق بر آن است که ذکر مطالب فوق، خود دلیلی محکم برای ادعای پروپاگاندا خواندن منشور کورش باشد.

اما در ادامه بررسی نقش رسانه ها بر شکل گیری افکار عمومی بازهم به جلوتر می آییم و این بار به سراغ لوح روزتای آسیا یعنی کتیبه داریوش در بیستون می رویم.

داریوش به خوبی از نقش رسانه ها بر تکوین افکار عمومی آگاه بوده است لذا بر مهمترین معبر اصلی آن زمان و بر بلندای کوه بیستون دستور به حک کردن کتیبه ای می دهد.

کتیبه ای که به لحاظ ویژگی های منحصر به فردش در لیست آثار ثبت شده جهانی یونسکو نیز قرار گرفته است. (10)

سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهمترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گئومات مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد. (11)

نماد فروهر در حال پرواز بالای نقش دیده می‌شود. داریوش دست راستش را به نشانه ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینه گئومات مغ که زیر پای او افتاده، نهاده ‌است. شورشیان که دستهایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شده‌است پشت سر هم در برابر داریوش ایستاده‌اند. یک نیزه دار و یک کماندار پشت سر داریوش دیده می‌شوند. بلندی قامت داریوش در نقش ۱۸۰ سانتیمتر، قامت نیزه دار و کماندار حدود ۱۵۰ سانتیمتر و قامت شورشیان حدود ۱۲۰ سانتیمتر است.

نکته‌های اصلی کتیبه بیستون از این قرار است: معرفی داریوش از زبان خود او، دودمان هخامنشی، چگونگی اعاده پادشاهی به هخامنشیان، شیوه حکومت داریوش، مرگ کمبوجیه، طغیان گئومات و کشته شدن او در پاییز سال ۵۲۲ قبل از میلاد مسیح، شورش و طغیان در بسیاری از سرزمینها و سرکوبی آنها و اعاده نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند، پیروزیهایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شده‌است و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها، چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور، رد ادعاهای یاغیان ضدحکومت، هشدار نسبت به دروغگویی، دفاع از راستی و راستگویی، دعای نیک در حق کشور و مردم، سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح، اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را می‌خوانند، نام کسانی که در غلبه بر گئومات از داریوش پشتیبانی کردند و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و عیلامی. (12)

اما در ادامه این نوشتار می خواهیم به مواردی اشاره داشته باشیم که حاکی از تبلیغات سیاسی بودن این کتیبه دارد. اول آنکه داریوش دستور می دهد، تصویر خودش را بلندتر و بزرگتر از دشمنانش (گئومات مغ و دیگران) حک کنند ( تصویر داریوش 180 سانتی متر و قامت شورشیان تنها 120 سانتی متر) که با این کار قصد داشته به افکار عمومی وانمود کند که پادشاه یک سر و گردن از دشمنانش بالاتر است و کسی به خود جرات مقابله و ایستادگی در برابر او را ندهد. لذا همین رسانه (کتیبه)، در سرکوب کردن شورش های احتمالی نقشی اساسی را بر عهده داشته است.

دوم آنکه در متن کتیبه، داریوش از پیشینه خانوادگی معتبر خود نام می برد و می گوید: « منم داریوش شاه، پسر ویشتاسپ، یک هخامنشی، شاه شاهان، من اکنون شاهم در پارس». داریوش شاه می گوید: « پدرم و یشتاسپ بود که پدر و یشتاسپ، آرشام است، پدر آرشام آریارمنه بود، پدر آریارمنه چیش پیش بود، پدر چیش پیش هخامنش بود. داریوش شاه می گوید: از این روی ما خود را هخامنشی می نامیم ما از دیرباز نژاده بودیم، از دیرباز خاندان ما شاهی بود و می گوید: هشت تن از خاندان ما پیش از ما شاه بودند، من نهمین شاه هستم. ما از دو تیره شاه بودیم. (13)

لذا نکته اینجاست، از آنجایی که در میان مردم آن زمان در خصوص پیشینه داریوش و اینکه او دارای خاندان شاهی نمی باشد، صحبت ها و محافل بسیاری بود. بنابراین داریوش از این رسانه (کتیبه) استفاده می کند و خاندان خود را معرفی می کند که بازهم بتواند مانع شورش هایی بر علیه وی شود.

در اینکه آیا داریوش خاندان خود را به درستی معرفی کرده و یا خیر!؟، در بین تاریخدانان اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد که نگارنده این تحقیق به دنبال بیان آن نیست بلکه می خواهد بگوید که داریوش چگونه به درستی از این رسانه (کتیبه) برای شکل دهی افکار عمومی در جهت خواسته های خود (درست یا نادرست) استفاده کرده است.

اگر بخواهیم سیر تحول تاریخ در خصوص نقش رسانه ها در تکوین افکار عمومی را مورد بررسی قرار دهیم و همین طور جلوتر آییم، شاید کار ما از حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ هم فراتر رود. لذا این بار می خواهیم از تاریخ چند هزار ساله گذشته به تاریخ چند صد ساله اخیر نزدیک تر شویم، یعنی زمانی که برای اولین بار ماشین چاپ توسط گوتنبرگ آلمانی اختراع شد. در واقع اختراع ماشين چاپ بود که زمينه را برای رسيدن انسان به عصر جديد آماده کرد. (14)

در این زمان و سالهای بعد از آن و با انتشار روزنامه های گوناگون، پیدایش رادیو، تلویزیون و ... رسانه دارای مفهومی جدید شد و لذا تاثیر گذاری رسانه های جدید بر روی افکار عمومی نیز در مقایسه با رسانه های دوران گذشته بسیار متفاوت شد.

در اینجا منظور از متفاوت این است که تاثیرگذاری رسانه ها بر روی شکل گیری افکار عمومی از عمق افکار مردم یعنی باورها بیشتر به سمت سطوح بالایی افکار آن ها یعنی سطح نگرش ها و نظرات آمد.

اما در مقابل نیز این رسانه های عصر جدید در مقایسه با رسانه های دوران قدیم، دارای مزیت های فراوانی هم چون؛ دربرگیری فراوان، تنوع انتشار، سرعت انتشار، عدم محدودیت مکانی و زمانی و مداومت انتشار می باشند. (15)

در قسمت پایانی این تحقیق می خواهیم به بررسی نقش یک ابررسانه جدید بر شکل گیری افکار عمومی بپردازیم که آن ابررسانه چیزی نیست جزء بلوتوث.

یکی از جدیدترین فناوری های قرن بیست و یکم بلوتوث است که به ارتباط بدون سیم با برد کوتاه اطلاق می شود، این فناوری به دلیل استفاده آسان و رایگان بودن آن، مورد توجه بسیاری از کاربران قرار گرفته است. (16)

می توان گفت که بلوتوث در شکل گیری افکار عمومی به ویژه افکار عمومی نسل جدید و آن هم در کشورهای توسعه نیافته ای هم چون ایران، آنچنان نقشی دارد که هیچ یک از دیگر رسانه ها قادر به رقابت با آن نیستند.

در حال حاضر شاید کمتر کسی پیدا شود که تلفن همراه نداشته باشد و قطعا درصد بسیار زیادی از افرادی که دارای تلفن همراه هستند نیز به سیستم بلوتوث دسترسی دارند که این مطلب خود موید دربرگیری بیش از حد این ابررسانه نسل جدید است.

تاثیر گذاری این رسانه (بلوتوث) بر شکل گیری افکار عمومی آنچنان گسترده و وسیع و با سرعت فوق العاده ای است که کمترین، کوچکترین و یا حتی بی ارزش ترین موارد را با سرعت و وسعت باور ناپذیری در سطح وسیعی از دارندگان آن پخش می شود.

متاسفانه در حال حاضر در کشورهای توسعه نیافته ای هم چون ایران بیش از هر خاصیت دیگر، تنها از خاصیت سرگرم کنندگی این رسانه (بلوتوث)  استفاده می شود، اما باید توجه داشت که در خلال این خاصیت (سرگرمی)، چه بسیار ارزش های اخلاقی و انسانی هستند که توسط این رسانه (بلوتوث) پایمال می شوند و به راحتی هر چه تمام تر زمینه فرهنگی را برای بروز ناهنجاری های بسیار و حتی تغییر بیسیک (پایه ای) ارزشهای جوامع مختلف را فراهم می سازد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۱ساعت 18:29  توسط لیلا - دانشجو90238055220236   |