|
مدل تاثیر رسانه مرتبط با مشکلات اجتماعی برای تشریح و بیان خشونتهای اجتماعی ، محققان باید از موضوع خشونت کار خود را آغاز کنند و سعی کنند تا در مورد آن و آنچه که تا بحال اتفاق افتاده ، توضیحاتی ارائه دهند.این امر میتواند با مطالعه شرایط کسانیکه در این گونه موضوعات درگیر هستند ، هویتشان ، سوبقشان ،و ویژگیهایشان از نظر رفتاری و خانوادگای و ...مورد بررسی قرار گیرد . تاثیر رسانهها رویکردی است که مفهوم آن از مشکلات و عواقب آن ناشی میشود تا در جامعه بشری نسبت داده شود . این یک نقطه شاخص است . جرم شناسان ، در تلاش حرفهای خود خشونت و جرایم را توضیح میدهند ، اما تشریح آنان از طریق رسانهها نیست ،بلکه عوامل تسیرقزر دیگری نظیر فقر ، بیکاری ، بی خانمانی ،رفتار خانوادگای و حتا طبقه اجتماعی ، نیز در این جریان نقش دارند . در یک مطالعه که من آن را یک تحقیق صحیح تلقی میکنم ، با ۷۸ نوجوان مجرم و بزهکار که بیشتر جرم آنها عمل خشونت بود ، مصاحبه انجام شده و در این مصاحبهها به دنبال رد پأی از تاثیر رسانهها بر عمل مجرمانه آنان بودهاند. در مقایسه با یک گروه ۵۰ نفری از دانش آموزان مدرسه متوسطه با همان سن و سال ، به این نتیجه دست یافتیم که نوجوانان بزهکار ، کمتر از گروه اول ، یعنی دانش آموزان دبیرستانی ، از رسانهای مانند تلویزیون استفاده میکرد اند.و یا اساسا دست رسی کمتری به تکنولوژیهای ارتباطی داشته اند، و یا هیچ گونه علاقهای از خود نسبت به برنامه های خاص بروز نداده اند ، و از برنامههای که سایه هم سن و سالهایشان لذت میبردند ، برای آنها لذتی نداشته است. این نکته نشان میدهد که زمانی که از نوجوانان بزهکار پرسش میشود که اگر شما به جائی یکی از کسانی که از تلویزیون تصویرشان نمایش داده میشود بودید ، چه شخصیتی را برای خود انتخاب میکردید ، یا دوست داشتید به جائی چه کسی باشید ؟ مجرمان از طرح این پرشش احساس ناآ خوشایندی داشتند و مشخصا درک این نکته که چرا کسی باید به جائی کس دیگری باشد ،نگران به نظر میرسیدند.در مصاحبههای مختلف و متعدد اظهار کرده بودند که ما اکثرا یک تلویزیون کوچک در اختیار داشتم ، اما برنامه مورد علاقه خود را نمیتوانستند به خاطر بیاورند و بنابر این نمیتوانستند شخصیت خاصی را به عنوان جایگزین خود اعلام کنند. نهایتا موشکه شد که هیچ گونه وابستگی به هیچ رسانهای ندارند. میتونیم این طور استنباط کنیم که علل بزه کاری این جوانان بیشتر به سوابق و سایر عوامل اثر گذار مربوط میشود تا تاثیر مخرب رسانهها در خشونت آنان .( هر چند باید زمینههای مطالعاتی بیشتری برای اعلام این ادعا فراهم شود ).تاثیر رسانهها اگر چه خود به عنوان نقطه شروع است ، اما نباید آنها را بوسیله آزمایشات متعدد با رسانههای مختلف درگیر کنیم .چرا که مطالعه بر روی تاثیر رسانههای جمعی معمولا موجب رفتار قالبی در مخاطب شده و تصویری از رضایت آنها از محتوی رسانه را ایجاد میکند. در شرایط عموم <سوابق> ریکردی اشتباه است که بیشتر به فرد مربوط میشود تا به یک جامعه عموم در ارتباط با رسانههای جمعی. رویکرد دقیق فرد گرأی برخی از روان شناسان ، نشی از همین تفکر است که به دلیل وجود برخی باورها و اعتقادات ، برخی از افراد در زمانهای خاص و در شرایط خاص ، تحت تاثیر برخی از مطلب رسانهها قرار میگیرند و برداشت منفی از آن میکنند که حذف چنین رسانهای شاید قدم مثبتی برای جامعه تلقی گردد .این برداشت همانند این است که ما در مورد کاهش تصادفات جادهای اینطور بحث کنیم که راننده فقیری که بد رانندگی میکند ، بگیریم و زندانی کنیم .در این صورت بدیهی است که ما به یک جز کوچکی از مشکل بزرگ توجه کرده ایم ، و یا صورت مساله را به جای حل کردن آن پاک کردیم مدل تاثیر بر رفتار کودکان فرد گرأی در روانشناسی نظم ، نیز تاثیر زیادی دارد ، بطوریکه کودکان بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرند. روان شناسی در طول دو دهه اخیر ، دوران کودکی را دوران ساخت اجتماعی کودکان در نظر میگیرد که توسط سنّتها ، نگرشها ، باورهاای مذهبی (اعتقادات) که در جوامع مختلف و زمانهای مختلف به شکلهای گوناگون بوده است ، شکل میگیرد. روان شناسی کودکان ، در روانشناسی پیشرفته هنوز باقی مآنده است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 22:30  توسط لیلا - دانشجو90238055220236
|
|